باور بهرام بیضایی در باره ی زبان در فیلم

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

 

...در فیلم محمّد رسول‌الله، که این روزها همه تجلیل می‌کنند، راوی می‌گفت فامیل علی! چرا باید بی‌سوادی مترجم را که حالا عمومی شده زبان مردم خواند؟ آیا واژه‌ی فرنگی فامیل را که به هیچ قیمتی به آن فیلم نمی‌چسبد در عربی نمی‌گویند قوم، قبیله، طایفه، و در فارسی تیره، تبار، کسان، خویشان، پیوندان و مانندهایش؟ و من باید همه‌ی این فرهنگ را به نفع بی‌سوادی مترجم بریزم دور؟ یا در همان فیلم که راوی جای فرسنگ و فرسخ و منزل می‌گوید کیلومتر، شخصیتی به همسرش می‌گوید که شانس من بلند بود که تو را در کودکی زنده‌به‌گور نکردند! دلم برای مردم می‌سوزد. آیا شخصیت چهارده قرن پیش عرب نباید جای واژه‌ی فرانسوی شانس می‌گفت اقبال، یا به فارسی که فیلم را به آن برگردانده‌اند، بگوید بخت؟ برگردیم به آن‌چه می‌گویند زبان مردم واقعی؛ حرف زدن قراردادی و ساختگی فیلمفارسی‌های قدیم و جدید را می‌شناسم که به نادرست حرف زدن مردم واقعی خوانده می‌شود. پُرگویی و کش‌آمدن و تک‌آهنگی‌بودن آن‌ها گه‌گاهی قابل تحمّل نیست. مردم واقعی، همه‌ی مردم‌اند، نه فقط شخصیت‌های فیلمفارسی قدیم و جدید؛ و همه‌ی مردم این‌طوری حرف نمی‌زنند. اداری‌ها اداری، سیاسی‌ها جور دیگر، پزشک‌ها متین‌تر و حرفه‌ای‌تر – و مطلقاً نه عصاقورت‌داده – دلال‌ها طور دیگری، کاسب‌کاران طور دیگری، و منتقدان سینما و تئاتر طور دیگری. آیا این‌ها غیرواقعی‌اند؟ همه نمی‌توانند و نباید عین قرارداد نادرستی که نام زبان مردم واقعی روی آن گذاشته شده حرف بزنند که خودِ آن هم سبک است نه واقعیت! من تفاوت‌ها را حفظ می‌کنم، ولی زیاده‌گویی‌ها را غربال می‌کنم و می‌کوشم به چکیده برسانم.»