بهره سهروردی از فردوسی/ زبان فارسی مشروعیت خود را قبل از فردوسی گرفت

دکتر پورجوادی عدم نگاه تاریخی به گذشتگان از جمله فردوسی را مورد انتقاد قرار داد و افزود: برخی فکر می کنند فردوسی موجب زنده ماندن زبان فارسی شد و این تصور غلطی است چراکه زبان فارسی مشروعیت خود را قبل از فردوسی، به لحاظ دینی گرفته بود آنجا که اهل بخارا فتوای ترجمه قرآن به زبان فارسی را گرفتند.

ادامه مطلب...

حماسه، استوره ای است که گیتیگ شده است

استاد میر جلال الدین کزازی در بارۀ استوره (اسطوره) گفت: هنگامی که ما از استوره سخن می‌گوییم نگاهمان به روزگاران بسیار کهن است به روزگاری که آن را پیش از تاریخ می‌نامند. چون هنگامی که روزگار تاریخی آغاز می‌شود، نوشتن پدیدی می‌آید، زمینه برای اینکه تاریخ جای استوره را بگیرد فراهم می‌شود از همین روست که بیشینۀ استوره‌های جهان سویمندیِ آیینی دارند یعنی مینوی‌اند؛ از جهانی در آنها سخن می‌رود که جهان فراسویی است اما در روزگاران تاریخی که دامنه بر استوره تنگ می‌شود استوره از میان نمی‌رود از مینو به گیتی، از آسمان به زمین، از خدا به انسان فرود می‌آید. در این زمان است که حماسه پدید می آید. حماسه، استوره ای است که این سری و گیتیگ شده است. این در روزگار تاریخی رخ می‌دهد. استوره از میان نمی‌رود مگر اینکه ناخودآگاهی از میان برود، شدنی نیست.

ادامه مطلب...

ارج و ارزش نام در باورهای باستانی فراسویی بوده است

انجمن آثار و مفاخر فرهنگی در دی و بهمن ماه 1389 خورشیدی رشته نشست‌های شاهنامه پژوهی برگزار کرده بود که در این نشست‌ها استاد میرجلال الدین کزازی شاهنامه پژوه و استاد برجستهٔ ادبیات دربارهٔ شاهنامهٔ فرزانهٔ فرهمند توس ابوالقاسم فردوسی – که ویل دورانت او را در میهندوستی بی‌همتا می‌داند- سخن می‌گفت. اگر چه زمان زیادی از برگزاری این نشست‌ها می‌گذرد اما از آن روی که سخنان دکتر میر جلال الدین کزازی دربارهٔ شاهنامه، این نامهٔ سپند و ورجاوند ایرانیان، بسیار ارزنده است، گزارش‌هایی از این نشست‌ها فراهم شده که در چند پاره در ایران‌بوم منتشر می‌شود.

ادامه مطلب...

ایرانی اگر می‌خواهد خود را بشناسد، باید با شاهنامه آشنایی بجوید

 

شاهین آریامنش

انجمن آثار و مفاخر فرهنگی در دی و بهمن ماه 1389 خورشیدی رشته نشست‌های شاهنامه پژوهی برگزار کرده بود که در این نشست‌ها دكتر میرجلال الدین کزازی شاهنامه پژوه و استاد برجستۀ ادبیات دربارۀ شاهنامۀ فرزانۀ فره‌مند توس ابوالقاسم فردوسی – که ویل دورانت او را در میهن دوستی بی همتا می‌داند- سخن می‌گفت.

 

ادامه مطلب...

میرجلال الدین کزازی: فردوسی را به پاس شاهنامۀ او ارج می‌نهیم

میر جلال الدین کزازی دربارۀ سروده شدن شاهنامه گفت: چندی است که این هنگامه انگیخته شده است که شاهنامه را چند تن سروده‌اند بخشهایی اندک یا بسیار از آن بر افزوده است و سرودۀ فردوسی نیست.

 

ادامه مطلب...

جلوه‌های مدارا در اندیشه‌های حکیم طوس - بخش سوم

بهرام وقتی، سخنان غیرمنتظرۀ زن دهقان را می‏شنود و درمی‏یابد که فرمان‏های او در جهت تأمین رفاه مردم و برقراری عدالت به‏کار گرفته نشده است، سخت آشفته و خشمگین می‏شود. تمام شب را در اندیشه می‏گذراند و سرانجام تصمیم می‏گیرد برای مجبور کردن کارگزاران و لشکریانش به اجرای دستوراتش، برخلاف شیوۀ معمول به‌شدت عمل و خشونت دست یازد:

ادامه مطلب...

جلوه‌های مدارا دراندیشه‌های حکیم طوس - بخش دوم

فردوسی، به پیروی از ارزش‌های اخلاقیِ رایج در ایران باستان، نخستین مرحلۀ نیکی را پاک‌نیتی و نیک‌اندیشی می‌داند:

به دل نیز اندیشۀ بد مدار
بد اندیش را بد بود روزگار

ادامه مطلب...

سخنرانی دادبه، کزازی و ابراهیمی دینانی در ستایش فردوسی

 

به مناسبت روز بزرگداشت فردوسی؛ نشست ادبی «در ستایش فردوسی» در ساعت ۱۶ روز چهارشنبه 25 اردیبهشت‌ماه 1387 با حضور شاهنامه پژوهانی چون دکتر غلامحسین ابراهیمی ‌دینانی «فردوسی و سهروردی»، دکتر اصغر دادبه «عجم زنده کردم بدین پارسی» و دکتر میرجلال‌الدین کزازی «تاملی در داستان رستم و سهراب» و علاقمندان این شاعر حماسه‌سرا در شهرکتاب مرکزی برگزار شد.

 

 

 

 

 

ادامه مطلب...

مردم کدام فردوسی و شاهنامه را می‌پسندیدند؟

 

مردم کدام فردوسی و شاهنامه را می‌پسندیدند؟
(بررسی تلقیات عامیانه دربارۀ فردوسی و شاهنامه)

 

سجاد آیدِنلو

 

برگرفته از مجله پژوهشهای زبان و ادبیات فارسی (علمی ـ پژوهشی) دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی ـ دانشگاه اصفهان، دورۀ جدید، شماره 4، زمستان 1388، ص 78 -59.

 


مقدّمه:
هنگامی که از «تلقّیات عامیانه» دربارۀ فردوسی و شاهنامه سخن گفته می‌شود، این نگرشها یا به بیان دقیقتر صاحبان تلقّی را باید به دو دسته تقسیم کرد: نخست فرهیختگان و اهل قلمی که نوع نگاه آنها غالباً در مقدّمه‌های منثور دست‌نویس‌های شاهنامه، تذکره‌ها و ضمن روایات متون ادبی و تاریخی نمود یافته است و  به دلیل تعلّق این آثار و پدید آورندگانشان به حوزۀ فرهنگ و ادبیات «رسمی» به کار بردن صفت «عامیانه» دربارۀ آنها با توجّه به مفهوم اصطلاحی این واژه چندان درست و دقیق نیست و «عامیانه» را در اینجا باید به معنای عامّ «مردمی» دانست. دستۀ دوم، معتقدات و پسندهای اصناف دیگر ـ و عموماً کم دانش ترِ ـ مردم است که برخلاف گروه نخست، مجالی برای گردآوری و کتابت تلقّیات خویش نیافته‌اند و چون خاستگاه و حفظ و انتقال اینگونه از روایات، شفاهی و به صورتهای غیر رسمی بوده است، مراد از «عامیانه» در معنای خاصّ  واژه، همین گروه از باورها و داستانها خواهد بود.

 

 

ادامه مطلب...