« داد و دادگری در شاهنامه»

دکتر محمد رسولی

 

در کاخ شکوهمند شاهنامه، داد، عدالت و دادگري بر جايگاه رفيع و شايسته از جهت ميزان و چگونگي (کميت و کيفيت) بيشتر است. عدالت و دادگري موضوع و مقوله‌اي است که به دليل تکرار بيان آن، اهميت بي‌مانند آن ممکن است مورد توجه لازم قرار نگيرد. عدالت و دادگري سنگ زيرين و اصلي هر بنايي است. عدالت و دادگري اساس استواري جامعه انساني است.

عدالت و دادگري هنجار هستي است. هستي مبتني بر عدالت و جاي گرفتن هر چه در جاي درست خود است. عدالت امر مستحبي نيست. عدالت لازمه‌ي زندگي است. در انديشه‌ي درست ايراني بنيان هستي بر عدالت است. يک معناي درست عدالت همان «درستي» است. هرچه که درست است، عدالت است. هرچه نادرست است عدالت نيست. از همين رو دروغ، تزوير، ريا و هرچه مانند اين‌ها ، خلاف عدالت است، چون نادرست هستند. ايرانيان عهد کهن متناسب با هنجار هستي زندگي مي‌کرده‌اند. آن‌ها به درستي دانسته بودند که هستي مبني بر راستي است. داد و دادگري از اصلي‌ترين و مهم‌ترين راستي‌هاست. امروزه در سده‌ي بيست و يکم ميلادي، هر رنجي که  براي بشر و غير بشر جهان هستي است، از بي‌عدالتي است. امروزه انسان و حيوان و گياه و هستي از بي‌عدالتي در رنج است.

 

ادامه مطلب...

۲۵اسفند، تاریخ دقیق پایان سرایش شاهنامه بر ایرانیان گرامی و روان فردوسی بزرگ شاد باد.

فریدون جنیدی / پیشگفتار بر ویرایش شاهنامه فردوسی

 

ای آینۂ روشنِ زندگی نیاکان خردمند، در گستردۂ جهان

ای چشمه سار پاکیزه و جوشندۂ اندیشۂ نیاکان، در پهنۂ ایران

ای رود خروشنده و پرآبخیز روان نیاکان در گسترۂ زمان

ای دریای ژرف و دور کرانۂ فرهنگ نیاکان

ای آسمان روشن و ستاره بارانِ داستان نیاکان

ای خورشید همواره تابانِ خرد و دانش نیاکان

ای درفش همواره برافراشتۂ فرّ و فرهنگ ایران...

که یکهزار سال است، که بر شانه های استوار و پرشکوهِ فردوسی، بر بلندای دماوند، در میانۂ میدان خرد و فرهنگ ایران، در میان جان پرلرزش و خیرشِ اندروای؛ چین برچین می افکنی و بر؛ رهروانِ این راه دراز؛ جان و نیرو می پراکنی

ادامه مطلب...

شاهنامه سرشار از نگاه والای انسانی به رویدادها است

زنده یاد توران میرهادی

 

شاهنامه فردوسی چنان سرشار از اندیشه‌های ژرف، نگاه گسترده و والای انسانی به رویدادهاست که کشف و درک آن به زمان، تجربه و دانش کافی نیاز دارد. از سوی دیگر خانواده‌های ایرانی دوست دارند که فرزندانشان دل در گرو فردوسی و شاهنامه او بگذارند و با شناخت هویت تاریخی خود، ویژگی‌های انسانی را از پهلوانان و قهرمانان اسطوره‌ای و حماسی و تاریخی آن بیاموزند. برای دستیابی به چنین هدفی است که ادبای کشور ما گاهی به بازنویسی داستان‌های شاهنامه می‌پردازند تا راه آشنایی با این اثر را هموار سازند.

زمانی که به عنوان هدیه تولد نوه ده‌ساله‌ام سپهر قول دادم که هر شب داستانی از شاهنامه را برایش بخوانم پس از جستجو در بازنویسی‌های موجود، “زگفتار دهقان” کار اقبال یغمایی را انتخاب کردم، زیرا هم خلاصه داستان به نثری ساده و نزدیک به اصل نوشته شده بود و هم بخش‌هایی از آن به نظم بود. چنین شد که طی چند ماه، هر شب، من و نوه‌ام (نوه بزرگترم سارا نیز به جمع ما پیوست) شاهنامه را به نظم و نثر خواندیم و به گفتگو درباره داستان‌های آن پرداختیم و این‌گونه هدیه دادن در خانواده را نیز رسم کردیم.

ادامه مطلب...

«شاهنامه» نشان ایران

دكتر مير جلال‌الدین کزازی / شاهنامه‌پژوه

 

اهمیت شاهنامه در زندگی ایرانی‌ها چیست؟ اگر بخواهم کوتاه‌ترین پاسخ را به این پرسش بدهم (پرسشی که می‌تواند پاسخی بسیار دراز دامن داشته باشد) باید این نکته را یادآور شوم که شاهنامه، نامه هزاره‌هاست. نامه فرهنگ و منش ایرانیان است.

 

شاهنامه استوار‌ترین، پایدار‌ترین پایگاه چیستی ایرانی نیز هست. آن‌چه من آن را ناخوآگاه تباری ایرانی می‌دانم و می‌نامم، بر شاهنامه بنیاد گرفته است. از همین روی هرکس می‌خواهد ایران را بدرستی و راستی، بدا‌نسان که می‌سزد و می‌برازد، بشناسد؛ در پی آن هرکس می‌خواهد پس از شناخت ایران، آگاهانه و باور‌مندانه، در ایرانی بودن و ایرانی ماندن بکوشد به ناچار می‌باید به شاهنامه بگراید و بگرود. چرا شاهنامه کارکردی چنین در فرهنگ منش ایرانی دارد؟!

 

ادامه مطلب...

زیارت نامه ی حکیم فردوسی توسی

به ‌‌‌‌نام‌‌‌‌‌‌‌‌ خداوند جان و خرد

درودی به بوی خوش آشنایی، به پیشگاه تو ای سپنتا انسان نیکو‌سرشت، حکیم فردوسی تو‌‌‌سی!

درودی به بوی خوش آشنایی، به پیشگاه تو ای نامیرایِ ا‌مرد‌‌‌‌‌اد که  "تخم‌‌‌‌‌‌ سخن را" پراکنده‌ای!

درودی چو بوی خوش آشنایی،  برای سپاس‌ و ارج‌گزاری برای "بسی رنج در این سال‌ِ سی" و زنده کردن ایران و ایرانی "بدین پارسی".

بر درگاهت ایستاده‌ایم و به خاک‌پایت برای زیارت آمده‌ایم؛

ما نیز چون تو ای ابرمرد ایران‌زمین ، دل در گرو عشق میهن داریم؛

پروانه ده که بر خاکت بوسه زنیم و سر بر آستان بلندت ساییم؛

و گرچه دستان‌مان خالی است، زیرا پیش‌کشی در خور تو در جهان نیست که به پایت ریزیم؛ بر ما منت گذار و اجازت ده تا این نیم‌رج را به عنوان زاد زیارت آستان مقدست با خود برداریم:" چو ایران نباشد، تن من مباد "

آسیب شناسی های شاهنامه پژوهی

دکتر محمد رسولی

 

در سال های اخیر، گرایش به شاهنامه ی حکیم فردوسی و خوانش شاهنامه و تشکیل کلاس های شاهنامه خوانی و اموری مانند این ها به طور چشمگیری گسترش و افزایش یافته است.

این رویکرد و علاقمندی و این اقبال عمومی به شاهنامه، امر مبارک و خوبی است که جای خوش وقتی دارد. گرایش بیشتر مردم به شاهنامه و اشتیاق فراگیر مردم به یادگیری شاهنامه و شاهنامه خوانی سبب خوشحالی و نشان از فردایی روشن دارد.

ادامه مطلب...

اندیشه های کهن ایران در شاهنامه

هنگامی که ملتی مستعد در گذر زمان، تجربه ها بنماید و دانسته های بسیار جمع نماید و با ذوق هنری که دارد آن تجارب را در قالب جملات کوتاه (قصار) حفظ و به نسل های بعدی منتقل کند، نشان از وجود فرهنگ غنی و پیشرو در میان مردم آن ملت است.

"تجربه های تلخ و شیرین ملت ریشه دار و کهن ایران و داشتن درک صحیح از هستی و روابط آن نکته سنجی و باریک بینی ایرانیان باستان در لا به لای پند های آنان تجلی کرده است. این دستور های حکیمانه در قالب جمله های کوتاه و پر مغز در منابع قدیم به شکل پراکنده دیده می شود."[1]

آن چه نویسنده سطور بالا آورده است در واقع اشاره به  وجود حکمت پیشرفته در ایران عهد کهن و باستان دارد.

 

ادامه مطلب...

جاودان خرد؛ در ستایش حکیم فردوسی

دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی در کتاب مجموعه‏ ی شعر «هزارهٔ دوم آهویِ کوهی» و نخستین قطعه از دفترِ «مرثیه‌های سروِ کاشمر» شعری به این شرح در ستایش حکیم ابوالقاسم فردوسی سروده است:

 

بزرگا! جاود‌انْ‌مرد‌ا! هُشیواری و د‌انایی

نه د‌یروزی که امروزی، نه امروزی که فرد‌ایی

همه د‌یروزِ ما از تو،‌ همه امروزِ ما با تو

همه فرد‌ایِ ما د‌ر تو، که بالایی و والایی

 

ادامه مطلب...

واژه‌های عربی در شاهنامه - دکتر پرویز ناتل خانلری

دکتر پرویز ناتل خانلری

از جمله اموری که ما باید بیاموزیم، روش درست مطالعه و دقت در تحقیق مطالب است، چه در مسائل علمی و چه در مباحث ادبی، حدس و گمان، تقریب و تخمین، و اتکا به ذوق و سلیقه شخصی، امروز دیگر ارزش و اعتباری ندارد و حتا در انتقاد ادبی و امور ذوقی به کاری نمی‌آید. وصف‌های کلی و مبهم مانند«فصیح» و «بلیغ» و «منسجم» و «مستحکم» و «زیبا» و «شیوا» و مانند آن‌ها که معمول محقق و ادیب شرقی بوده است و هنوز هست، ممکن است درباره همه‌ی شاعران و نویسندگان یکسان به ‌کار برود، اما هیچ‌یک بر علم خواننده یا شنونده چیزی نمی‌افزاید و شاید تنها فایده‌ی آن‌ها آن باشد که بر جهل و ابهامی که در ذهن گوینده یا نویسنده وجود دارد، پرده‌پوشی کند.

ادامه مطلب...

کامروایی و ناکامی؛ سرنوشت زن در شاهنامه

«زن در شاهنامه» موضوعی است كه تاكنون مورد توجه پژوهشگران متعددی قرار گرفته است. به عقیده برخی سیمای زن در شاهنامه سیمایی كامل است.  شاهنامه روایت فردوسی از بخشی از تاریخ اسطوره ای ایران باستان است.

ادامه مطلب...