سی ‏سال بی ‏اعتنایی ایران به قفقاز و ضررهای آن برای منافع ملی

استاد بیات

 

یک سال پیش، اندک زمانی بعد از شروع حمله نظامی ارتش جمهوری آذربایجان به سمت مواضع ارمنی‌ها در قراباغ که در عرض چند هفته به شکست قاطع نیروهای ارمنی و تصرف مجدد آن بخش از قلمرو باکو و همچنین بخشی از منطقه خودمختار قراباغ منجر گشت که بیست و شش سال پیش به دست نیروهای ارمنی افتاده بود، واکنش‌هایی در قبال این تحول و دگرگونی بروز کرد که گوناگون و متفاوت بود. گروهی از کشورها، از جمله کشورهای غربی که از دور دستی بر آتش داشتند، در یک نگاه مقطعی آن را ناکامیِ مجموعه‌ای از تلاش‌های شکسته‌بسته جامعه جهانی و مخصوصا گروه مینسک برای حل‌وفصل مسالمت‌آمیز این مناقشه تعبیر کردند، و لبریز شدن کاسه صبر باکو و اقدام نظامی آن‌ها در اعمال یکی از حقوق اصلی نظم بین‌المللی تحت عنوان دفاع از حق تمامیت ارضیِ خود. اگرچه در این نگاه یکی دیگر از حقوق اصلی نظم بین‌المللی یعنی حق ساکنان ارمنی منطقه خودمختار قراباغ کوهستانی در تعیین سرنوشت‌شان، نادیده می‌ماند، اما برداشت غالب مبنی بر رویکرد سرسختانه و دور از واقع‌گراییِ ارمنی‌ها در آن بیست و چند سال که خود در ناکامی مذاکراتِ پیش‌گفته بی‌تاثیر نبود، باعث شد که این وجه دوم چندان مورد توجه قرار نگیرد. البته نوع نگاه و بر همین اساس رویکردِ کشورهایی که در جوار این آتش قرار داشتند، نسبت به تحولات مزبور، نمی‌توانست مقطعی باشد و در مجموع چنین نیز نبود؛ ترکیه بنا به منافعی که برای خود تعریف کرده اصولا در افروختن این جنگ نقش تعیین‌کننده‌ای داشت و از لحاظ سیاسی و نظامی نیز بر این آتش می‌دمید و خود را برنده اصلی این جنگ می‌دانست. ترکیه بعد از صد سال حضور نسبتا کم‌رنگ در قفقاز، از نو اما براساس همان سیاست‌هایی که صد سال پیش در اثر شکست در جنگ جهانی مجبور به ترک آن‌ها شد، مجددا وارد کار شده بود؛ یعنی سعی و تلاش برای انضمام حوزه‌های ترک‌زبان جنوب قفقاز و شمال‌غرب ایران به حوزه نفود خود و آنگاه راهیابی به آسیای میانه در جهت دستیابی به «توران بزرگ». سیاستی که اگرچه در قسمتی طولانی از دوره پیش گفته به دلیل اقتدار روسیه شوروی و استواری دیوار ایرانیت، مجال بروز و خودنمایی آشکار نداشت، در همه‌حال با دوره‌هایی از شدت و ضعف، توسط ارگان‌های امنیتی و پاره‌ای از مراکز فرهنگی و احزاب افراطی ترک دنبال می‌شد.

ادامه مطلب...

اورمیه، سرزمین خورشیدتابان

دکتر داریوش افروز اردبیلی

 

پس از چاپ کتاب " دیوانه بوده ! " (1) شماری از خوانندگان ،از نویسنده می‌پرسیدند: " چرا در هرجای کتاب ، نام مرکز استان آذربایجان غربی آمده، آن را  "اورمیه " نوشته‌اید؛ نه  " ارومیه " ؟ نیز، شماری از دوستان هم اندیش اورمیه‌ای ،در گفتگوهای تلفنی ، یادآور می‌شدند که نام شهر، برابر بخشنامه رسمی و دولتی،"باید" به گونه‌ی " ارومیه " نوشته شود.

 

با آگاهی‌ از اینکه، آمارگران دولتی، در ثبت نامهای جغرافیایی چندان باریک بین نبوده اند و شماری درخورنگرش از چنین نامهایی رانادرست ثبت کرده‌اند ( برای نمونه، اسران در خداآفرین را اسیران ، بتجا ( botja )در اصلاندوز را بودجه ، رغاسان در گناباد را رقاصان ، رزی (razey)در اردبیل را رضی، ...نوشته اند.) می دانستم که این دلیل دوستان هم اندیش، چندان استوار و پذیرفتنی نمی تواند باشد.(2) نیز، در نگارش به گونهء " ارومیه" ناگزیر،معنایی که ازاین نام بر می آید،" منسوب به روم [ شرقی‌] " است که این شهر، در همسایگی آن کشور بوده بود؛ و می‌دانیم روم شرقی ، با آنکه بخش‌هایی از غرب ایران و ارمنستان را فرو گرفته بود،اما، هرگز این شهر، بخشی از آن کشور نشده بود تا چنین نامی بگیرد!

ادامه مطلب...

منافع ملی، از دیدگاه راستین

دکتر هوشنگ طالع

 

امروزه واژه‌ی منافع ملی یکی از فراگیرترین واژه‌ها و به ویژه در مسایل مربوط به سیاست خارجی است.

منافع ملی، عبارت است از ارزش‌‌گزاری‌های یک ملت یا به گفته بهتر، عبارت است از: جهان بینی یک ملت که آن ملت در راه تحقق آن، می‌کوشد.

چنان که گفته شد «منافع ملی» برخاسته از جهان بینی ملت می‌باشد. جهان بینی عبارت است از دیدگاهی که یک ملت بر پدیده‌های جهان هستی می‌نگرد. در نتیجه جهان بینی عبارت است از یک دستگاه فلسفی کامل که ملت وسیله‌ی آن، پدیده‌های جهان هستی را می‌سنجد و ارزش‌گذاری می‌کند.

 

ادامه مطلب...

دیدی نو بر حیات ملی

پیرامون مباحث فرهنگ ملی / برگرفته از شماره 112 ماهنامه خواندنی

 

چون به ملت خود می اندیشیم (تا جایی که این اندیشیدن برخاسته از نوعی احساس بستگی و عاطفی به ملت باشد) برداشت ها کمابیش یکسان است. این امر، از آن جا سرچشمه می گیرد که ما خود را وابسته به ملت خود دانسته و برابر آن احساس مسولیت و وظیفه می کنیم. اما هنگامی که در پی توجیه این ادراک طبیعی بر می آییم، دچار پراکندگی می گردیم. زیرا ما بسیاری از مفاهیم فکری خود را از نظام (هنداد / سامان)های فکری گوناگون، وام گرفته ایم. یا به گفته ی بهتر؛ به گونه ای آن مبانی، خود را بر فکر ما تحمیل کرده اند. در حالی که مبانی فکری مزبور پایه های مناسبی برای توجیه مسایل مربوط به زندگی ملی نیستند.

ادامه مطلب...

از ریشه سَر بر آوَر

حسین قنواتی

 از شماره 114 ماهنامه خواندنی

 

پدیده ‏های فرهنگی و اجتماعی در دور ماندن از اصل خویش

دوران‏ ها مانند فصل‏ هایی هر یک با اثر خاص خود بر پیکر جامعه و جهان، می‏ آیند و می‏ روند. پس از گذار سنت که زاینده‏ ی فرهنگ در بستر تمدن شرق بوده است، نظریه‏ ها- ایده ‏ها- ایسم ‏ها- مکاتب فلسفی و اجتماعی گوناگون و زودگذر، هر یک با پیغمبران و عالمانی که اصرار به آسمانی بودن نیز ندارند، به نام مدرنیته و پسا مدرن، بر حال ما می‏ گذرند.

شاید در هیچ زمانی از تاریخ، اهالی یک دوران، به این اندازه دچار تنوع و سرعت آمد و شد نسخه ‏های سامان‏دهی به نظام‏ های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی نبوده ‏اند.

 

ادامه مطلب...

نهمین همایش ملی و مستقل دریای مازندران (کاسپیان) برگزار شد

                                                  

 

سهم ایران و شوروی مساوی و تصرفات آزادانه ایران در دارایی‌هایش پذیرفته شده و معاهدات تضییع کننده‌ی حقوق ملت بی‌اعتبار و هرگونه اقدام علیه «سیادت ایران» سلب شده است.

 

 

ادامه مطلب...

گاندی به روایت گاندی

روزی که به بمبئی رسیدیم، هوا و دریا هر دو توفانی بود که برای ماه‌های ژوئن و ژوئیه در دریای عمان چیز غیرمعمولی نیست. همین‌که از عدن گذشتیم هوا خراب شد. تقریباً تمام مسافران کشتی حالشان به هم خورد غیر از من که روی عرشه ایستادم، و برخورد امواج خروشان با سنگلاخ‌ها را تماشا می‌کردم. هنگام صرف صبحانه جز من و یکی دو نفر دیگر کسی در تالار غذاخوری حضور نداشت. بشقاب محتوی صبحانه را محکم در دامن نگهداشته بودیم وگرنه به سبب حرکت زیاد کشتی بعید نبود بریزد.

ادامه مطلب...

خیابان دکتر مصدق در تهران

گروه اجتماعی، حمیدرضا ابراهیم زاده؛ نام دکتر محمد مصدق فقط چند ماهی در روزهای آغازین بعد از انقلاب روی طولانی ترین خیابان تهران نشست و پس از آن نام یکی از تاثیرگذارترین شخصیت های سیاسی و ملی ایران به گوشه کتابخانه ها و چند صفحه یی از درس تاریخ معاصر ایران رانده شد.

ادامه مطلب...