شانزده نکته درباره ما و افغانستان

  • پرینت

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

 

6) بنابراين حنفيان شبه قاره و بخشی از آنچه امروز افغانستان فعلی را تشکيل می دهد همراه با حنفيان منطقه غربی تر که بخشی از خراسان بزرگ را تشکيل می دادند با شيعيان و ادبيات فارسی ايران ارتباط بسيار نزديکی داشتند.

7) متأسفانه از سده هجدهم که تمايلات سلفی و وهابی در شبه قاره نفوذ کرد اين ارتباط کم رنگ شد. هم ارتباط فرهنگی با ادبيات فارسی و هم نزديکی های فکری و کلامی آنان با بخش عظيمی از حنفيان خراسان. با اين وصف تا امروز سنت کهنسال حنفی ارتباط گسست ناپذيری با زبان فارسی دارد.

8) بيشتر عالمان اصلی و مهم مذهب حنفی در طول تاريخ از خراسان بوده اند: از بلخ و بخارا و سمرقند و خوارزم و ... بسياری از کتاب های فقه و کلام و مذهب حنفيان به زبان فارسی است. حتی در کتاب های عربی حنفيان بسياری از کلمات به فارسی است. استفتائات به زبان فارسی است و پاسخ ها هم به فارسی.

9) سبب وجود زبان فارسی در نوشته های حنفيان اين بود که مخاطبان آنها در خراسان بزرگ و فرارود فارس زبان بودند و يا فارسی زبان فرهنگی و علمی آنان بود. با روند گسترش حنفی گری به سوی آناتولی و آسيای صغير همراه با مهاجرت ترکان به بخش های غربی زبان فارسی نيز بدان سو گسترش بيشتر پيدا کرد 

10) ادبيات مذهب حنفی در شام و مصر در سده های گذشته با ادبيات فقه حنفی در خراسان و فرارود نوعی گسست را نشان می دهد که دليلش هم سهم مهم زبان فارسی است در نوشته های حنفيان خراسان. مهمترين فقيهان حنفی تا سده هفتم قمری همگی با چند استثناء از خراسان بوده اند.

11) خود امام ابو حنيفه ايرانی بود و بيشتر شاگردان او از خراسان و ساير مناطق ايران بودند. ابو حنيفه حتی قرائت نماز را به زبان فارسی جايز می دانست. اساسا يکی از عوامل رشد اسلام در فرارود در سده های نخستين مذهب مرجی بود و حنفيان سهم مهمی در اين زمينه داشتند.

12) در سده های بعد هم اسلام در شرق آسيا بيشتر از طريق حنفيان گسترش پيدا کرد و زبان فارسی هم بدين ترتيب راه خود را به چين و برخی مناطق آسيای دور باز کرد.

13) بنابراين هويت افغانستان را چه از لحاظ دينی و چه از لحاظ زبانی و فرهنگی نمی توان از ايران و خراسان جدا دانست. تفکر وهابی البته مانع بزرگی است منتهی حنفيان بيش از ديگران به خوبی می دانند که مذهب امام ابوحنيفه نمی تواند پيوندی با مذهب محمد بن عبد الوهاب و سلفيان پيدا کند.

14) اسلاف وهابيت از اصحاب حديث قديم بغداد و شام بيشترين انتقادها را از امام ابوحنيفه داشته اند. در طرف مقابل اخطب خوارزم (خوارزمی) که يکی از مهمترين کتاب ها را در فضائل ابو حنيفه نوشته خود نويسنده دو کتاب مهم يکی در فضائل امام علي بن ابی طالب و ديگری درباره مقتل امام حسين است.

15) بنابراين هر گونه تلاشی برای ايجاد گسست ميان ايران و افغانستان محکوم به شکست است. فرهنگ اين دو کشور فرهنگ مشترک چند هزار ساله است و فرهنگ دينی و مذهبی و زبانشان پيوندهای عميق دارد. اصلا وحدتی است در عين کثرت.

16) تفکر حنفيان و شيعيان از انديشه تکفيری سلفيان جداست.  به لطف زبان فارسی، به لطف قرابت دينی و مذهبی و کلامی و به لطف "ايرانشهر" و خراسانش قرن هاست که مردمان همه اين سرزمين ها همزيستی مسالمت آميز داشته اند.