نوروز از ماداگاسکار تا پاریس

  • پرینت

برگرفته از ماهنامه خواندنی شماره ۷۰، اسفند ۱۳۹۰، صفحه ۳۶

 

نوروز سال 1361 بود. در حومه‌ی پاریس روزگار را به سر می‌بردم. سر کوچه، یک مغازه‌ی خشک‌شویی بود که متعلق به یک مرد و زن اهل جزیره‌ی ماداگاسکار بودند. بامداد نوروز که از خانه به در آمدم، دیدم که خشک‌شویی بسته است. چند روز بعد که گذارم به خشک‌شویی افتاد، دلیل بسته بودن مغازه را جویا شدم. در پاسخ گفتند «عید ما بود.» گفتم نوروز، گفتند آری.

پرسیدم مردم ماداگاسکار را چه کار با نوروز، گفتند که ما هندی تبار هستیم و پیرو آیین اسماعیلیه و افزودند که ما مراسم عید را در مسجدمان در پاریس برگزار می‌کنیم.

 

از آنان دعوت کردم که به خانه‌ی ما بیایند و از سفره‌ی هفت سین بازدید کنند که خیلی مورد توجه‌شان قرار گرفت و گفتند که ما هم سال آینده، سبزه سبز خواهیم کرد و...