جشن روز سعدی

  • پرینت

 

سعدی گلستان را چون بهشت که هشت در دارد، در هشت باب می نویسد :  باب اول در سیرت پادشاهان، باب دوم در اخلاق درویشان ، باب سوم در فضیلت قناعت، باب چهارم در فواید خاموشی، باب پنجم در عشق و جوانی، باب ششم در ضعف و پیری، باب هفتم  در تاثیر تربیت و باب هشتم  در آداب صحبت. خود سعدی در دیباچه گلستان می گوید روزی که  با دوست در باغ خُرم بهاری به سر برده،  اول اردیبهشت ماه جلالی بوده است. اردیبهشت، ماه خُرّمی شیراز و شکفتن گل های سرخ  است. امروز در آغاز اردیبهشت ۱۴۰۰ ،  بیش از بیست سال است که اول اردیبهشت ماه ، روز سعدی و جشن سعدی است ! در شیراز برنامه هایی در معرفی سعدی شیرازی برگزار می شود. به جز مراسم آیینی و سخنرانی های بنیاد سعدی شناسی،  اکنون سال هاست در شیراز و شهرهای دیگر ایران و البته خبر دارم حتی  در کشورهای دیگر،  مردم در اجتماعات خانوادگی، گروه دوستان، حتی گروه های شغلی، مثلا کادر پزشکی یک بیمارستان خاص یا انجمن ادبی مدرسه ها و دانشگاه ها  برنامه ی سخنرانی و  سعدی خوانی دارند. در سال های پیشین،  همیشه در این روز مهمانان و مسافران زیادی به شیراز می آمدند.  زیارت آرامگاه سعدی و حوض ماهی و گردش در باغ های خرم آرامگاه، از مناسک این روز بود .‌ اگر درست همان روز هم نمی شد، مردم یکی دو روز بعدتر، به زیارت سعدی می رفتند. از مدت ها پیش، کودکان و نوجوانان برای مسابقات سعدی خوانی، آماده می شدند. شعر و حکایت می خواندند و شور و حالی خوش و خاطره انگیز به پا می شد. دو سه روز پس از روز سعدی، اجرای نونهالان و کودکان و نوجوانان در سعدیه برگزار می شد و داوران بهترین ها را انتخاب می‌کردند. البته اکنون دو سال است که بخاطر همه گیری بیماری  کرونا مراسم به صورت مجازی و از طریق رسانه های ارتباطی برگزار می شود. در سالهای پیش در این روز، خوشنویسان در آرامگاه خط می نوشتند و نقاشان بوم و سه پایه خود را به آرامگاه می آوردند و نقاشی می کردند. جشن سعدی بود و هر کس به سعدیه  می رفت بستنی سعدی هم می خورد و بهانه ای برای دیدار یاران و همکاران بود به برکت سعدی، و انگیزه ای برای شناختن جهان سعدی. به گمانم همه نیازمند هستیم در روزگار کنونی به درک جهان وسیع و گسترده ی سعدی. ما به شنیدن واژه های او که آرام و مهربان است، نیاز داریم. تا با درک کلام سهل و ممتنع او  دل آرام شویم. ما به طرز سنجیده ی سخن گفتن سعدی  و آن پختگی و پدرانگی سعدی نیاز داریم. این ارزش ها را  از دست داده ایم در هیاهوی زندگی و هراس و تلاطمی که هست. باید دوباره، بلکه پیوسته این جریان خوشبخت را بر خود جاری کنیم.  واقعا هم هیچ چیز در نهایت، خواندن خود سعدی نمی شود. خواندن کلام سعدی، اُنس و دوستی با او  و کشف زیبایی های سعدی، گشایش می آورد. در روز سعدی، خوشبختی داشتن سعدی را جشن می گیریم . در این تلخی های زمانه به خود یاد آوری می کنیم موهبت وجود سعدی را و می کوشیم قدر سعدی را بدانیم. می خواهیم قدر دان سعدی باشیم و به او بگوییم : دوستت داریم ! جشن سعدی، گرامی داشتن زبان فارسی است. از قرن هفتم تا امروز کسی چون او در ادب فارسی نبوده، مسلط بر نثر و نظم و چنین بی بدیل ! راستی هم کسی مثل او سخن نگفته، کسی مثل او نبوده. او مردی سفر کرده و با تجربه و جهان دیده و دانش اندوخته بوده، سخن سنج و نادره گفتار. چه بگویم،  که هر چه بگویم کم است. سعدی، سعدی است ! روز سعدی بر همه جهانیان فرخنده باد.  سعدی خود می گوید : عاشقم بر همه عالَم ! این روز یادواره ی حضور انسانی شریف بر زمین خاکی است که جان آسمانی اش انسان را بزرگ می خواست. او هر چه  که جان داشت از گل و گیاه و جانور و شیء  دوست داشت، و می خواست آدم ها هیچ گاه  دوست داشتن را از یاد نبرند و احساسات انسان، غبار نگیرد. دور از همه ی تعصبها و سخت گیری ها او در آن زمانه گفته بود : بنی آدم اعضای یکدیگرند/ که در آفرینش ز یک گوهرند ، چو عضوی به درد آورد روزگار / دگر عضوها را نماند قرار،  تو کز محنت دیگران بی غمی/ نشاید که نامت نهند آدمی !