تک درخت و الاغ

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

 

برگرفته از روزنامه اطلاعات

یاد کوچه باغ‌های قدیم به خیر. صدای غار غار کلاغ‌ها فضای باغ را پر می‌کرد. روی شاخه‌های درخت گردو، کلاغ‌ها بپر بپر می‌کردند و نوک می‌زدند.

گردویی توی کوچه می‌افتاد. بچه‌ها می‌دیدند و ذوق می‌کردند و برمی‌داشتند. گاهی بر اثر ضربه‌های نوک کلاغی، شاخه‌های کوچک که گردو داشت، از درخت جدا می‌شد. کلاغ با نوکش آن را می‌گرفت، پروازکنان می‌برد بیابان و می‌انداخت زمین، گردو می‌شکست.

مغزش را می‌خورد. بعضی وقت‌ها شاخه و گردویی که از نوکش رها می‌کرد روی زمین نرم و چاله‌ای می‌افتاد و نمی‌شکست. کلاغ می‌پرید و می رفت. به مرور خاک روی گردو را می‌پوشانید، باران و آفتاب می‌خورد، جوانه می‌زد، سبز می‌شد، سال‌های بعد در بیابان بی‌درخت، تک درختی بود سبز و خرم تعجب‌آفرین عابر و رهگذر.

«تقی محتاط»