ضرب‌المثل‌های شیرین فارسی - «ع»

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

 

داستان های پند آموز، داستان و جملات بزرگان
ضرب‌المثل گونه‌ای از بیان است که معمولاً تاریخچه و داستانی پندآموز در پس بعضی از آن‌ها نهفته است. بسیاری از این داستان‌ها از یاد رفته‏ اند، و پیشینهٔ برخی از امثال بر بعضی از مردم روشن نیست؛ بااین‌حال، در سخن به‏کار می‌رود.

عاشقان را همه گر آب برد — خوبرویان همه را خواب برد. (( ایرج میرزا ))
عاشق بی پول باید شبدر بچینه!
عاشقم پول ندارم کوزه بده آب بیارم!
عاشقی پیداست از زاری دل — نیست بیماری چو بیماری دل . (( مولوی ))
عاشقی شیوه رندان بلا کش باشد! (( حافظ ))
عاشقی کار سری نیست که بر بالین است! (( سعدی ))
عاقبت جوینده یابنده بود! (( مولوی))
عاقبت گرگ زاده گرگ شود — گر چه باآدمی بزرگ شود . (( سعدی ))
عاقل بکنار آب تا پل می‌جست — دیوانه پا برهنه از آب گذشت!
عاقل گوشت میخوره، بی عقل بادمجان!
عالم بی عمل، زنبور بی عسلِ!
عالم شدن چه آسان آدم شدن چه مشکل!
عالم ناپرهیزکار، کوریست مشعله دار!
عبادت بجز خدمت خلق نیست — به تسبیح و سجاده و دلق نیست! (( سعدی ))
عجب کشگی سابیدیم که همش دوغ پتی بود!
عجله، کار شیطونه!
عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد!
عذر بدر از گناه!
عروس بی جهاز، روزه بی نماز، دعای بی نیاز، قرمه بی پیاز!
عروس تعریفی عاقبت شلخته در آمد!
عروس که بما رسید شب کوتاه شد!
عروس مردنی را گردن مادر شوهر نگذارید!
عروس میاد وسمه بکشه نه وصله بکنه!
عروس نمی‌تونست برقصه می‌گفت: زمین کجِ!
عروس را که مادرش تعریف کنه برای آقا دائیش خوبه!
عروس که مادر شوهر نداره اهل محل مادر شوهرشند!
عزیز کرده خدا را نمی‌شه ذلیل کرد!
عزیز پدر و مادر!
عسس بیا منو بگیر!
عسل در باغ هست و غوره هم هست!
عسل نیستی که انگشتت بزنند!
عشق پیری گر بجنبد سر به رسوائی زند!
عقد پسر عمو و دختر عمو را در آسمان بسته اند!
عقلش پاره سنگ بر میداره!
عقل که نیست جون در عذابه!
عقل مردم به چشمشونه!
عقل و گهش قاطی شده!
علاج واقعه پیش از وقوع باید کرد . (( … دریغ سود ندارد چو رفت کار از دست )) (( سعدی ))
علاج بکن کز دلم خون نیاید . (( سرشک از رخم پاک کردن چه حاصل … )) (( میر والهی))
علف بدهان بزی باید شیرین بیاد!
عیدت را اینجا کردی نوروزت را برو جای دیگه!

به کوشش ا.یار احمدی