فکر نان کن که خربزه آب است!

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

 

برگرفته از روزنامه اطلاعات

محمدرضا سهرابی‌نژاد

«فکر نان کن که خربزه آب است!» یکی از مثل‌های رایج در زنــدگی امروز ماست و کاربردش زمانی است که دو چیز یا دو کار را با هم مقایسه و به اصطلاح، یکی را از دیگری برتر می‌دانند.

می‌گویند مـــرد تهی دستی که قوت و غذای درست و حسابی نداشت و همیشة خدا، شکمش در حسرت لقمه‌ای غـــذا بود، به دیدن یکی از دوستان مرفــه خود رفت، با این امید که شاید بعد از مدت‌های مدید،شکمی از عزا درآورد. میزبان از دیـــدن مهمان بسیار خوشحــــال شد و درآن هوای گرم رفت و خربزه‌ای خنک را قاچ کرده و در بشقابی گذاشت و پیش مهمان آورد. مهمان که در مخیّلة خود طرح مرغ یا جوجه‌ای بریان را پرورده و مرور می‌کرد، وقتی چشمش به خربزه افتاد با دلخوری گفت:«دوست عزیزم، این چیست؟»

میزبان گفت: «خب، خربزه است دیگر. خربزه‌ای خنک که جگرت را در این گرمای طاقت‌فرسا حال می‌آورد.» مهمان که آرزوی خود را برباد رفته می‌دید، برآشفت و با تغیّر گفت:« عزیز دلم، برو فکر نان کن که خربزه آب است!» یعنی برو برایم غذا بیاور که غذا قوت جان است و خربزه ، آب.