امثال و حکم فارسی - مگر شهر هِرت است؟

  • پرینت

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

 

محمدرضا سهرابی‌نژاد

«اینجا شهر هرت است»، یا «مگر اینجا شهر هِرت است؟»؛ از آن مثل‌هایی است که در اوضاع مغشوش و پریشان پا به عرصة حیات گذاشته و متولد شده است.

شهر هِرت، همان شهر هرات است و هرات، شهری است پرافتخار که یکی از مدفونین در آن، خواجه عبدالله انصاری، عارف مشهور است. روزگاری این شهر تاریخی و هنرپرور، به دست افرادی اداره می‌شد که از مدیریت شهری، قانون، مردم‌داری، شریعت و... چیزی نمی‌دانستند.

پس دیری نپایید که شهر با عظمت هرات، تغییر ماهیت داد و به شهر هرت شهره گردید. یعنی شهر بی‌نظم و بی‌انضباط و بی‌قانون. شهری که هرکس هرکاری که دلش می‌خواست و مصلحتش ایجاب می‌کرد، انجام می‌داد.

این مثل وقتی مصداق پیدا می‌کند که اداره‌ای، کسی یا کسانی را براثر اهمال کاری، بی‌نظمی یا بی‌قانونی و پارتی‌بازی متضرّر کند و به او خسارت‌های مالی و یا احیاناً جانی وارد سازد. در این صورت است که شخصِ زیان دیده، درصدد اعتراض برمی‌آید و به مسئولین زیان زده می‌گوید: «مگر اینجا شهر هِرت است؟»؛ یعنی خیال می‌کنید که قانون یا مرجع بالاتری برای دادخواهی و دادرسی وجود ندارد؟ و طبیعی است که با طرح شکایت به مراجع بالاتر و ذیصلاح، به حق خود می‌رسد. پس: اینجا شهر هِرت نیست، شهر قانون و مراجع قانومند است.


منبع: روزنامه اطلاعات