امثال و حکم فارسی - اگر تو کلاغی، من بچه کلاغم!

  • پرینت

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

 

محمدرضا سهرابی‌نژاد

روزی از روزهای خوب خدا، کلاغی بچه‌اش را نصیحت می‌کرد و راه و چاه زندگی را برایش شرح می‌داد که مثلاً: بله، انسان‌ها موجودات خطرناکی هستند که همیشه درصدد آزار رساندن به ما کلاغانند! مواظب باش اگر در جایی انسانی را دیدی که خم می‌شود، بفهم که می‌خواهد سنگی بردارد و تو را نشانه بگیرد! پس پرواز کن و از او دور شو تا به تو آسیبی نرساند.

بچه کلاغ که خوب به حرف‌های مادرش گوش می‌داد گفت: مادر! اگر این آدمی‌زاده، سنگ را در آستین پنهان کرده بود، چه؟! کلاغ مادر، از این گفتة بچه‌اش حیرت کرد و گفت: آفرین به تو با این همه هوش و ذکاوتت!

بچه کلاغ گفت: مادر، فراموش نکن که اگر تو کلاغی، من بچه کلاغم!

مصداق این مثل، فرد یا افرادی هستند که «خود» را زرنگ و باتجربه می‌دانند و دیگران را بلانسبت احمق فرض می‌کنند!


منبع: روزنامه اطلاعات