نگاهی به پیامدهای رواج زبان لمپنی در جامعه

سار، پس از یافتن غذا، هربار که به آشیانه‎اش سر می‌زند، با جوجه‌درشتی (جوجه فاخته) مواجه می‌شود که شباهتی به جوجه‌های متین‌ خودش ندارد؛ و گاه پس از گرفتن غذا از منقار وی، با قلدری به مادرخوانده‌اش تُک می‎زند. زبان لمپنیزم، زبان قلدری است که به مادرخویش(زبان فارسی) زبان‌درشتی می‌کند و به آن لجن می‌پاشد. ‏زبان با تغییر خود همیشه نمی‌بالد، بلکه گاهی از گوشه‌های پنهان و آشکار، آسیب می‎بیند و ویران می‎شود که بخشی از این ویرانی، به وسیله رخنه ادبیات لمپنی به وجود می‎آید......

ادامه مطلب...

زبان فارسی - دكتر سيد مصطفى محقّق داماد

زبان فارسى به مثابه عمده‏ترين وسيله ارتباط فرهنگى - اجتماعى‏بى‏ترديد بزرگترين محورى است كه در طول اعصار و قرون اقوام مختلف ساكن‏اين مرز و بوم و حتى فراتر از مرز ايران حول آن گرد آمده‏اند...

ادامه مطلب...

بحثی دربارۀ صرف فعل در زبان علمی فارسی

از دقت در اصطلاحهای فرهنگستان چنین برمی‌آید که کوششهای آن بیشتر در زمینهء «اصطلاح‌شناسی واژگانی» بوده است، و به یکی از مهمترین جنبه‌های اصطلاح‌شناسی منظم زبانهای اروپایی - یعنی «اصطلاح‌شناسی مورفولوژیک» - چنانکه باید توجه نکرده است....

ادامه مطلب...

زبان پهلوی - استاد فریدون جنیدی

زبان پهلوی، مادر زبانهای مردمان ایران از کردستان و بلوچستان... دیلم و مازندران، گیلان و خوزستان، خراسان و پارت، آذربایجان و ماد، اراک و پارس ... بلخ ، سغد و خوارزم و سمرقند، و کومش و لرستان و بختیاری سپاهان و کرمان و مکران و کوهستان و یزد است،

ادامه مطلب...

رنگ‌‏واژه‌‏ها در زبان فارسى

مقاله‌ی دل‌پذیر (بررسى رنگ‏واژه‏‌ها در زبان فارسى» نوشته‌ی آقاى مهرزاد منصورى که در شماره ١ و ٢ سال سیزدهم مجله‌ی زبان‏‌شناسى (١٢۷۵ ه.ش) چاپ ‏شده و در آذر ١٢۷۷ ه.ش انتشار یافته است مرا بر این انگیزه آورد تا به ‏یادداشت‏‌هاى فراموش‌‏شده‌ی چهل‌ساله بنگرم و سرانجامى به آن بدهم....

ادامه مطلب...

مقایسۀ برخی واژگان کردی امارلو با فارسی میانه

وِدَر (vēdar): آنجا ← جزء دوم این واژه یعنی dar به معنی جا در واژۀ (= اینجا) پهلوی به گونۀ «تر» و نیز در متون کهن فارسی به گونۀ «در» در «ایدر» به معنی اینجا دیده می‌شود....

ادامه مطلب...

فعلِ جمع و فعلِ مفرد در زبان فارسی

به یاد دارم که در روزگار نوجوانی روزی ناظر بودم که پسری با صدای بلند به مادرش می‌گفت: «ننه، برنجها ریختند توی آستینم» و مادر بی‌درنگ سخن او را تصحیح کرد: «برنج آدم نیست، باید بگویی برنجها ریخت.»

ادامه مطلب...

ماجرای مفرد و جمع

 مقالهٔ استاد فقید، مجتبی مینوی، در شمارهٔ پنجم سال ششم نشر دانش (ترجمهٔ آقای ابوالحسن نجفی) دربارهٔ جمع و مفرد، اصل مهمّی از دستور زبان فارسی را یادآور گردید. امّا برای شخص من مفهومی افزون‌تر از معمول داشت، زیرا همین چند ماه پیش بر سر این موضوع مورد مؤاخذهٔ یکی از خوانندگان دانشور خود قرار گرفته بودم. این دوست ناشناخته که متأسفانه نامه‌اش امضا نداشت، با نقل چند جمله از ترجمهٔ من از آنتونیوس و کلئوپاترای شکسپیر، ایراد کرده بود که چرا فعل در آنها به صورت جمع آمده است....

ادامه مطلب...

گلدان توسط بچه شکسته شد

در چند دههٔ اخیر، بر اثر نفوذ زبانهای فرنگی از راه ترجمه‌ها، نوعی جمله‌بندی در فارسی رایج شده که در قدیم سابقه نداشته است و آن این است که مثلاً به جای اینکه بگویند: «گلدان را بچه شکست» می گویند: «گلدان توسط بچه شکسته شد.»

ادامه مطلب...

کاربرد نشانه‌ها در خط فارسی

برخی عقیده دارند که وسیله ارتباط آدمیان با یکدیگر، در ابتداء اشارات دست بوده است و این اشاره‌ها دارای ساختهای پیچیده شده بودند. الفاظ، به عقیده ایشان، به تدریج جای اشاره را گرفته‌اند.هم اشارات دست و هم الفاظ، نشانه هستند. یعنی افراد بشر، با توافق میان خود و برحسب قرارداد، حرکات دست و الفاظ را معنی‌دار کرده‌اند.نشانه‌ها امروزه در همه جا وجود دارد:

ادامه مطلب...