تاملي بر فرا دهش‌هاي ايران باستان در ديوان حافظ

آنچه مي‌خوانيد، نوشتاري است در نقد شيوه‌هاي گوناگون پژوهشي درباره حافظ و غزليات او كه اينك به «‌حافظ شناسي» موسوم شده و عده اين حافظ شناسان نيز كم نيستند. گرچه به وجوه مختلف كار گروهي از حافظ شناسان در جاي جاي اين نوشتار اشاره شده.....

شعر‎ نوي دهه‎هاي 40 و 50، نور كور سويي از چراغ «نه گفتن» بود. همين و بس

تاثير كودتاي 28 امرداد 1332 را برگشوده شدن فصل نويني در شعر نوي فارسي واگويه كرديم و نشان داديم كه اين شعر به چنان مسيري از ايهام سرايي افتاد كه موجب مي‎شد هر خواننده، به ويژه جوانان پر شور و معترض، برداشت متفاوتي از مضمون‎ يك شعر داشته باشد. اين روند پيامد ديگري هم داشت كه عبارت بود از «مخاطب محوري» بدين معنا كه زماني رسيد كه پسند و اقبال خوانندگان به شاعر فرمان مي‎داد چه شعري بسرايد، و چگونه بسرايد!

ترانه‌هایی از 60 شاعر اران و شروان

در نزهة‌المجالس جمال خلیل شروانی که در نیمه اوّل قرن هفتم در شروان تألیف شده، ترانه‌های فراوانی از گویندگان آن سوی ارس (شروان و اران) از 6 شهر: گنجه، شروان، بیلقان، تفلیس، دربند، باکو به یادگار مانده است که نمونه‌هایی از آثار هزاران شاعر پارسی‌گوی از یاد رفته، و دلیل روشنی بر دیرینگی گسترش فرهنگ ایرانی در آن دیار است. در آن کتاب اشعار شاعرانی هم هست که به شهر معینی نسبت نیافته‌اند و حدس زده می‌شود که از همان نواحی باشند.
در اینجا به منظور یادکرد آن فارسی سرایان فراموش شده، از هر شاعر (به تفکیک شهرهای آنها) ترانه‌ای می‌آوریم:

شهريار

شهريار كه از سلسله شاعران فارسي‌گوي آذربايجان است، به دليل تسلط ماهرانه به زبان فارسي و پيوند آن با ظرايف زبان تركي آذري، شايسته دريافت عنوان مزبور گرديده است. در اين ميان، ديوان وي منبع مهم و قابل توجهي براي بازتاب عاطفه‌هاي ميهني اوست. شهريار در جاي جاي آثارش از مام ميهن ياد مي‌كند و مقام ايران را گرامي مي‌دارد.....

سبك آذربايجاني در شعر فارسي

سبك آذربايجاني به عنوان يكي از مكاتب اصيل شعر و ادبي فارسي، در اوايل قرن ششم در حوزه جغرافيايي ايران در ناحيه قفقاز و سرزمين‌هاي كنوني جمهوري آذربايجان به وجود آمد. اين سبك ادبي حاصل دوران شكوفايي فرهنگي و اجتماعي اران در زمان اوج جريان فرهنگ اصيل ايراني در مناطق قفقازيه مي‌باشد.....

معاهدات ننگين گلستان و ترکمانچاي بايد در گورستان تاريخ دفن شوند

اخيرا شعر بسيار زيبا و دل انگيزي ليکن سوزناک از يک شاعر ايراني آذربايجاني مقيم آران، به نام عبدل جعفراوف شاماخي، شاعر جمهوري آذربايجان به دستم رسيد که در آران به دنيا آمده و گويا تبريز و تهران و ديگر شهرهاي ايران را نديده و از اينکه اجدادش دويست سال پيش از ميهن اصلي خود  ايران جدا شده اند، حسرت ميخورد و آرزو دارد که روزي با الحاق مجدد آن خطه زرخيز غيرتمند به ايران، او نيز به آغوش خواهران و برادران ايراني خود بازگردد...

به یاد استاد باستانی پاریزی - سرودهٔ بانو هما ارژنگی

گوشه پاریز کرمان خوشتر است            خاک گوهربیز ایران خوشتراست / نکته‌ها گویم ز تاریخ کهن                  روشنی بخشم به هر بزم سخن.