«ای ایران، ای مرز پرگهر»؛ این گونه سروده شد

در شهریور ۱۳۲۳ که نیروهای انگلیسی و دیگر متفقین، ایران را اشغال کرده بودند، یک سرباز انگلیسی به یک افسر نظامی ایرانی، سیلی محکمی می‌زند. «حسین گل گلاب»، پس از دیدن این صحنه، با چشمان اشک‌آلود به دیدن روح الله خالقی، موسیقیدان می‌رود و ماجرا را تعریف می‌کند و می‌گوید: کار ما به اینجا رسیده که سرباز اجنبی توی گوش نظامی ایرانی می‌زند؟

تصویرسازی در سروده‌های کهن دینی و حماسی ایران

دیرینگی بیان اندیشه ها به یاری تصویر به قدمت پیدایی آدمی است. کهنترین دیوار نگاره های موجود، بیانگر آن است که هرگاه انسان در توصیف مکنونات درونی خود به یاری واژگان ناتوان بوده، از تصاویر سود جسته است...

خلیج فارس

خلیجی که روزگاری گرداگردش هم از آن ایران بود

آری روزگاری ناوگان پر شکوه ایران

سربازان جاویدان هخامنشی را

از این خلیج به جای جای جهان آن روزها می فرستادند

امير كبير

رمیده از عطش سرخ آفتاب کویر،
غریب و خسته رسیدم به قتلگاه امیر.
زمان، هنوز همان شرمسار بهت زده،
زمین، هنوز همین سخت جان لال شده،
جهان هنوز همان دست بسته تقدیر!

صحبت از پژمردن یک برگ نیست

صحبت از پژمردن یک برگ نیست
وای ! جنگل را بیابان میکنند !
دست خون آلود را در پیش چشم خلق پنهان میکنند
هیچ حیوانی به حیوانی نمیدارد روا
آنچه این نا مردمان با جان انسان میکنند