سرودها و ترانه های ایران زمین: 16 ) دایه دایه وقته جنگه

  • پرینت

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

 

آواز

چرا غم می خوری از بهر مردن

مگر آن ها که غم خوردن نمردن

به شیرین گفت ای چشم و چراغم

همای گلشن و تاووس باغم

 

ترانه

 

زینَُ بَرگم بَوَنیت واوُ مادیونم

زین و برگم را به مادیانم ببندید

خَوَرِم بوُریتو سی هالوُونم

خبر مرا برای دایی هایم ببرید

 

دایَه دایَه وقت جنگه

ای مادر، ای مادر هنگام جنگ است

دایَه دایَه وقت جنگه

ای مادر، ای مادر هنگام جنگ است

 

قطار که بالا سرم پورش ز شَنگه

قطار بالای سرم پر از فشنگ است

د قلا کرده و در شمشیر و دَسش

از قلعه بیرون زده و شمشیر به دست اوست

چیو طلا بَرق می زنه لقام اسبش

لگام اسبش مانند طلا برق می زنه

 

دایَه دایَه وقت جنگه

ای مادر، ای مادر هنگام جنگ است

دایَه دایَه وقت جنگه

ای مادر، ای مادر هنگام جنگ است

قطار که بالا سرم پورش ز شَنگه

قطار بالای سرم پر از فشنگ است

نازیه ته سی بکو جومه برته 

نازی، جامه سیاه بر تن کن  

دور کردن تو قورسو شیر نرته 

شیر مرد تو را در گورستان آویزان کرده اند 

دایَه دایَه وقت جنگه

ای مادر، ای مادر هنگام جنگ است

دایَه دایَه وقت جنگه

ای مادر، ای مادر هنگام جنگ است

قطار که بالا سرم پورش ز شَنگه

قطار بالای سرم پر از فشنگ است

 

کُر سیول اسپی بَکُش خینَم حرومت

پسر سبیل سفید، مرا بکش و خونم حرامت باد

تا قیامت می مونه ای ننگ به نومت

تا قیامت این ننگ به نامت باقی خواهد ماند

 

دایَه دایَه وقت جنگه

ای مادر، ای مادر هنگام جنگ است

دایَه دایَه وقت جنگه

ای مادر، ای مادر هنگام جنگ است

قطار که بالا سرم پورش ز شَنگه

قطار بالای سرم پر از فشنگ است

 

برارونم خیلیین سی صد هزارن

برادرانم خیلی هستند، سی صد هزار

برارونم خیلیین هزارهزارن

برادرانم خیلی هستند، هزار هزار

سی تقاص خینه مِه سَر وَر میارن

برای تقاص خون من پیش خواهند آمد

 

دایَه دایَه وقت جنگه

ای مادر، ای مادر هنگام جنگ است

دایَه دایَه وقت جنگه

ای مادر، ای مادر هنگام جنگ است

قطار که بالا سرم پورش ز شَنگه

قطار بالای سرم پر از فشنگ است