زبان فارسی گنجینه چیستی ایرانیان

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

 

برگرفته از ایرانبوم   
نوشته شده توسط بابک احمدی پور   

زبان فارسی گنجینه چیستی ایرانیان :
تعريف همگاني زبان بدور از در نظر گرفتن ساختارهاي علمي آن چنين است : « زبان ابزار ارتباط ميان يك دسته از مردم است » كه اگرچه ريشه و علت شكل گيري هر زبان همين يك جمله است اما در گذر تاريخ مانند هر آنچه توسط بشر ساخته شده ، ممكن است خويشكاري ( مسئوليت ) هاي ديگري نيز بر دوش آن سوار شود .
فرهنگ هر كشوري ، چنانچه پويا باشد ، در برابر گذشت زمان مانند رودخانه عمل مي كند . بدين گونه كه هيچ مانعي بر سر راه نمي تواند از جنبش او جلوگيري كند و چنانچه سنگ بزرگي در برابرش پايداري كند از هر ابزاري بهره مي برد تا باز جاري بودن خود را بدست آورد . پويايي فرهنگ در گرو دنباله دار بودن آن است . خود نمايي حوادث سهمگيني در مسير اين حركت موجب تغيير شكل نوع پويايي فرهنگ مي شود در حالي كه درون مايه و ماهيت آن ثابت مي ماند .
در ايران پيش از اسلام فرهنگ ايراني به گونه هاي گوناگون مسير خود را مي پيمود. هنر نقاشي و خوشنويسي ،آثار معماري و سنگ تراشي ، شعر و موسيقي و ... هر يك نمودي از فرهنگ را تشكيل مي داد . اما پس از حمله اعراب اوضاع به گونه اي ديگر شد. به دليل برخي سختگيري ها بيشتر شاخاب هاي جنبش فرهنگ ايراني بسته شد و به دليل باز بودن در نوشتار ، ايرانيان تلاش كردند همه دستاوردهاي هزاران ساله خويش را به رشته نوشتن درآوردند . چنين شد كه هر يك پرچم رشته اي را بدست گرفتند. سهروردي حكمت خسرواني و فلسفه پهلويان را به زبان نو نوشت . بيروني و نظام الملك داستان پادشاهان را نوشتند . گروهي اندرزنامه هاي كهن را به شعر روز درآوردند و فردوسي رود فرهنگ ايران را در شاهنامه خروشان كرد . و چنين شد كه دسته هاي گوناگون فرهنگي به دليل دشواري هاي زمان در يك زمينه ،به نام زبان خود را نمايان كردند و زبان فارسي جولان گاه اين رودهاي جدا از هم شد . و اين شد كه هر روز نيرومندتر و نيرومندتر گشت .
و اين زبان با نيروي هرچه تمام تر ار سد تازش يونانيان ، يورش اعراب ، حمله تركان و نفوذ اروپاييان با پويايي تمام گذشت تا به دهه هاي اخير رسيد . و ما در طول اين چند دهه با فراموش كردن تكيه گاه هاي فرهنگي خود دچار مشكل هويتي گشتيم و شروع به خود زني كرديم . كه زبان فارسي هم يكي از قربانيان اين حملات بود . زبان فارسي را كه زنده بودن و پويايي خود را بيش از هر زبان زنده ديگري، با گذر از رويدادهاي سخت تاريخي نشان داد، زبان ناپويا دانستيم . بدون در نظرگرفتم منطق اعلام كرديم كه اين زبان قدرت واژه سازي ندارد و زماني كه پروفسور حسابي با داده هاي رياضي اين نيروي شگفت انگيز را اثبات كرد در پي بهانه هاي ديگر گشتيم . بي خبر از آنكه مشكل، زبان فارسي نيست . مشكل نسل ماست كه بار فرهنگ هزاران ساله خود را بر زبان فارسي نفهميد و آنرا مانند يك فروشنده در بازار يك وسيله ارتباطي دانست تا با ياري آن بتواند جنس خود را بفروشد .
اما بايد بدانيم :
در دوره اي از تاريخ كه چيزي از فرهنگ ايران نمانده بود . بزرگاني چون فردوسي با ياري گرفتن از همين زبان بود كه ايران را دوباره زنده كردند .
ما بايد بدانيم كه اين كتاب هايي كه از گذشته به ما رسيده تنها دسته اي از واژه ها نيستند بلكه نگاره ها ، نقاشي ها ، گوشه هاي موسيقي ، گج بري ديوار ها ، پايكوبي در جشن ها و حتي نوع بافت شهر هاي نياكانمان است كه اگرچه ستم تاريخ و يورش دشمنان اثري از آنها برجاي نگذاشته ، اما اين واژگان به ياري زبان فارسي توانايي آنرا دارند كه به زيبايي هرچه تمام تر آنها را به تصوير كشند .
و من بيگمانم كه چنانچه امروز اهميت زبان فارسي را بدانيم و خويشكاري ( مسئوليت ) بر دوش آنرا درك كنيم مي توانيم دوباره هويت راستين خود را بيابيم .
براي اين كار نقش فرهنگستان زبان فارسي بسيار برجسته است . زيرا با ورود واژگان جديد و گذر زمان وظيفه ي پويا نگه داشتن زبان را برعهده دارد . هرچند فرهنگستان ممكن است در دوره اي ضعيف عمل كند و يا به دليل آلوده شدن به مسائل سياسي ، محبوبيت خود را در ميان مردم از دست بدهد، اما بر ماست كه تا آنجا كه شدني است از واژگان پيشنهادي آن سازمان بهره ببريم تا كمينه ، بتوانيم ذره اي هم شده به اين رود خروشان ياري كنيم تا سنگ هاي در برابرش را در خود حل كند و به پيشروي اش ادامه دهد .

بابک احمدی پور