حکمت دینی و تقدّس زبان فارسی

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

 

سوانح بیان ذوق و فهمی است که مصنف از حقیقت دو کلمۀ «یحبّهم و یحبّونه» دریافته است. آن معانی که غزالی در فصول سوانح به آنها اشاره کرده است به ظاهر پراکنده و غیر منسجم است،ولی در حقیقت چنین نیست. مطالب این کتاب بیان یک حکمت ذوقی و، به تعبیر فلاسفه، شرح مابعدالطبیعه‌ای است که اساس یک مکتب صوفیانه و عرفانی را که «تصوف شعر فارسی » است، بنا نهاده است. محور این مابعدالطبیعه «وجود» نیست، بلکه عشق یا حُبّ است. در دو عبارت «یحبّهم» و «یحبّونه» حبّ است که از حق به ایشان تعلق می‌گیرد و سپس از ایشان به حق باز می‌گردد. اما این «ایشان» کیستند؟

احمد غزالی به این سؤال صریحاً پاسخ نداده است، اما پاسخ سؤال در کلمات دیگر همین آیه و تفسیری که بعضی از مفّسران از آن کرده‌اند نهفته است. خدای تعالی می‌فرماید: « فسوف یأتی الله بقومٍ یحبّهم و یحبّونه» یعنی بزودی خداوند قومی را خواهد آورد که خدا ایشان را دوست می دارد و ایشان خدا را. این قوم چه قومی بودند که خداوند آوردن ایشان را به آینده موکول کرده است؟ از این آیه تفاسیر گوناگونی شده است ولی یکی از آنها،که در اینجا منظور نظر احمد غزالی بوده است، تفسیری است که بنابر آن گفته‌اند مراد از این قوم ایرانیان بوده‌اند. مثلا ابوالفضل میبدی در کشف الاسرار می‌نویسد: «گفته‌اند که رسول خدا را از این آیت پرسیدند. سلمان ایستاده بود. دست مبارک خود بر دوش وی نهاد و گفت:«هذا وذووه (او وقوم او)»

این کلمات خواه بر زبان مبارک رسول اکرم (ص) رفته باشد خواه نه،قدر مسلم این است که ایرانیان آن را به خصوص در حق خود صادق دانسته‌اند. شهاب الدین سهروردی (نه شیخ مقتول) یکی از این ایرانیان بود که در کتاب رشف النّصائح الایمانیة در بیان چگونگی روی آوردن اقوام مختلف به محضر رسول اکرم (ص) و اقتباس نور هدایت از آفتاب جمال محمدی (ص) می‌نویسد: «به مناسبت صلاحیت استعداد و تألفّات قلبی از هر دیار مستعدّانِ صالح روی بدان جناب آوردند و رابطۀ طهارتِ نفس و نزاهتِ فطرتْ ایشان را به آستان طهارت آشیان جمع گردانید،از عرب و عجم اقتباس نور هدایت را در حوالی شمع ضمیرش اجتماع نمودند... سلمان را از ممالک فارس داعیان دولت ابدی به تختگاه  «فسوف یأتی الله بقومٍ یحبّهم و یحبّونه» خوانده تاج مفاخرتِ «سلمانُ منّا اهل البیت، بر سر نهاد».

پس سلمان فارسی، که «سابق الفرس» لقب گرفته است، نماینده‌ای بود که از جانب ایرانیان به محضر رسول اکرم (ص) شتافت و خداوند سرنوشت معنویت ایران را در هدایت او ممثل نمود. اهلیّت سلمان در بیت نبی اکرم (ص) اهلیت ایران در دین رسول الله است، و نشان این اهلیّت آیه‌ای است که در شأن این قوم نازل شده است.33 «یحبّهم ویحبّونه» خوانی است که خداوند برای معنویت ایران گسترده و اخلاف سلمان از آن قوت خواهند خورد. این خوان خوانِ عشق است. عشق حقیقی است که خدای تعالی نصیب قومی ساخته است که وعدۀ آن را در آیۀ «فسوف یأتی الله بقومٍ...» داده است. حکمتی که خاص ایرانیان است از همین خوان است.

احمد غزالی با توجه به این معانی است که دوکلمۀ «یحبّهم ویحبّونه» را در پیشانی کتاب خود، که بیان فهم وذوق او از قران است، ثبت کرده و سپس به وصف صفات معشوق و حالات عاشق و درد و بلایی که در عشق چشیده است می‌پردازد. کتابی که معانی آن در ظرف قابلیت و استعداد و فطرت یک قوم ریخته شود جز به زبان آن قوم نمی‌تواند باشد. عشق حدیثی است که ایرانیان حکمت دینی خود را بر اساس آن استوار ساختند و این حکمت را به زبان خود بیان کردند. احمد غزالی نمی‌توانست سوانح را جز به زبان قومی که «یحبّهم ویحبّونه» در شأن آن نازل شده بود بنویسد. سوانح را، هر چند حاصل فهمی است که مصنف از قرآن مجید داشته و به لحاظی تفسیری است از «یحبّهم و یحبّونه»،نمی‌توان تفسیر به شمار آورد.