آشنایی با شاهنامه - پیمان لهراسپ با مردم و بزرگان

چو لهراسپ بنشست بر تختِ داد
به شاهنشهی تاج بر سر نهاد

چنین گفت کز داورِ داد وپاک
پر امید با شید و با ترس و باک

ای عزیز!

داستان روزگار ِ باستان به آنجا رسید که کیخسرو پادشاه ، از تاج وتخت وزندگانی دنیا سیر شد ،گنج پادشاهی را به گودرز پهلوان سپرد تا برای آبادانی شهرها ، کمک به کودکان یتیم،زنان بی همسر ، و مردمان فقیر خرج کند. بعد هر گوشه از سرزمین پهناور ایران را به یکی از پهلوانان وبزرگان داد . سرآخر، تاج وتخت پادشاهی را به شاهزادهٔ گمنام «لهرا سپ» بخشید وخود به سوی کوهستان رفت. در آن جا - پیش ِ چشم ِ بسیاری از پهلوانان وهمراهان - ناپدید شد.

ادامه مطلب...

سرآغاز کتاب زندگی و مرگ پهلوانان در شاهنامه

در زبان فارسی چند کتاب هست که طیّ قرنها، قُوت روان قوم ایرانی بوده است؛ یکی از آنها و شاید برتر از همۀ آنها شاهنامۀ فردوسی است. پیوند مردم با سواد و حتّی کم سواد ایران با آثار بزرگ ادبی خود، پیوندی مستمر و همراه با ارادت و اعتقاد بوده است. تنها در دوران ماست که این پیوند سستی گرفته، و به همین سبب است که ما در بین تحصیل کرده‌های کشور خود، که بعضی از آنها مدارک معتبر علمی یا مقام های مهّم هم دارند، به این همه روح‌های عبوس و نازا و حریص و ناآرام بر می‌خوریم. این روان ها چون نهال‌هائی که آفتاب ندیده باشند، از جوهر حیات بی بهره مانده‌اند.

ادامه مطلب...

فردوسی تنها شاعر یک ملت نیست

با آن که مردم چین از راه اروپا با این شاعر و اثرش آشنا شدند، امروز در چین در میان محفل‌های ادبی، فردوسی و شاهنامه‌اش نه تنها مقام والایی دارد، بلکه در سطح بسیار گسترده مورد مطالعه و بررسی است. ما می‌خواهیم رقمی را در اختیار دوستان گرامی بگذاریم:‌ اکنون در چین در بیش از 100 مدرسه‌ی عالی درباره‌ی شاهنامه‌ی فردوسی توضیح داده می‌شود. این مدارس عالی، بخشی به عنوان بخش ادبیات خارجی (یا شرقی) دارند و شاهنامه‌ی فردوسی یکی از آثاری است که در این بخش مورد توجه قرار می‌گیرد.

ادامه مطلب...

آشنایی با شاهنامه - گُشتاسپ و کتایون

چــو از دور گشتاسپ را دید گفت
کـه آن خواب ، سَر بَر کشید از نهفت

چو دستور آموزگار آن بدید
هم اَندر زمان پیشِ قیصر دوید

ای عزیز ‏!

گُشتاسپ (فرزند لهراسپ ـ پادشاه ایران) که در جست وجوی سرنوشت بود، درخانه مردی روستایی وخردمند، زندگی تازه‌ای را آغاز کرد و آن مرد بی آن که سخنی از میهمان خود بشنود، دانست که او شاهزاده یا یکی از شاهزادگان ایران است که در موقعیت خودرا پنهان می‌کند. بنابر این درباره شخصیت او سخنی نگفت، بلکه برای پهلوان ایرانی شرح داد:‏

ادامه مطلب...

از زاد روز فردوسی تا آغاز و انجام شاهنامه

ضیاء‌الدین ترابی

حكيم ابوالقاسم فردوسيحکیم ابوالقاسم فردوسی، شاعر بزرگ حماسه‌سرای ایران، افزون بر شاعری دانشمندی است بزرگ که مثل بقیه بزرگان علم و ادب فارسی، به کلیه دانش زمان خود تسلط داشته است و فردی بوده است با دانشی والا از حکمت و فلسفه، تاریخ و اسطوره، پزشکی و از همه مهم‌تر ستاره‌شناسی و گاهشماری؛ به همین جهت نیز نامش را از همان ابتدا با عنوان حکیم یاد کرده‌اند، همان‌گونه که از بزرگانی چون سنائی‌غزنوی، عمرخیام نیشابوری و ابوعلی سینا ، همه جا با عنوان حکیم نام برده‌اند. و این همان عنوانی است که شیخ اجل سعدی‌شیرازی در گلستان سعدی در صحبت از دانشمندان به کار می‌برد. از نظر لغوی نیز کلمه حکیم، در لغت‌نامه‌ها به معنی: دانا، فرزانه، خردمند، خردپژوه و دانشمند آمده است و این همان واژه‌ای است که حکیم فردوسی خود، در مقدمه شاهنامه – در گفتار در ستایش خرد – خطاب به خود به کار می‌برد و می‌گوید:

«حکیما چو کس نیست گفتن چه سود

ازین پس بگو آفرینش، چه بود»

ادامه مطلب...

گُلِ رنج‌های کهن

دکتر جلال خالقی‌مطلق

شاهنامه، سند هویتِ ملی ایرانیان است و هیچ خوش‌آیند نبود که این شناس‌نامه‌ی هویت ملی ما به مانند دیگر کارهای بزرگان زبان و ادب پارسی به دست بیگانگان ویرایش شود، چرا که تنها ایرانی‌ای که از پیچ و خم‌های تاریخ کهنش گذشته و می‌تواند به ژرفا و جان‌مایه‌ی سخن شاهنامه پی ببرد، از پسِ این کار برمی‌آید.

ادامه مطلب...