آشنایی با شاهنامه - به جست وجوی سرنوشت

بـــدو گفت کای پاک مرد جوان
چـــرایـــی پر از درد و تیره روان

اگر آیـــدت رای ایـــوان مـــــن
شوی شـــاد یک چند مهمان من

ای عزیز!

داستان ما دربارهٔ لهراسپ و دو فرزندش گشتاسپ و زریر بود. که گشتاسپ از پدر قهر کرده بود، و زریر، به فرمانِ پدر، به دنبالِ اورفت تا به نزدِ پدر باز گرداند، وچنین شد.

ادامه مطلب...

آشنایی با شاهنامه - جوانی هنوز، بلندی مجوی

دو فـــرزنـــد بودش به کِردارِ ماه
ســـزاوار شـــاهـــی و تخـت و کلاه

یکـــی نام گُشتاسپ ، و دیگر ز َریر
کـــه زیـــر آوریـدی ، سرِ نرّه شیر

ای عزیز

با آمدن «لهراسپ»روزگار دیگرگون شد.

زمانی نگذشت که در بلخ شهر و بازاری تازه بنا کرد و تخت پادشاهی را به آن جا کشاند. هم چنین پرستشگاهی برای عبادت و جشنگاهی برای شادی وپایکوبی مردمان ساخت.

ادامه مطلب...

روایات مختلف درباره دوران کودکی و نوجوانی فریدون

حوادث دوران کودکی و جوانی فریدون، پنجمین پادشاه کیانی ایران، در متون منظوم و منثور فارسی و عربی اعم از حماسی و تاریخی به صورتهای گوناگون ذکر شده است. اختلافات روایات در این باب نه فقط در امور جزئی به چشم می‌خورد بلکه گاه تفاوت به حدی است که خواننده ناچار باید بپذیرد که سرچشمه و منشأ روایتها در موضوع مورد بحث کاملاً با یکدیگر متفاوت بوده است. در این مقاله دربارۀ این روایات سخن خواهیم گفت و سپس چند موضوع وابسته بدان را نیز به اجمال از نظر خواهیم گذرانید. مطالبی که به‌ترتیب مورد بررسی قرار خواهد گرفت عبارت است از:

ادامه مطلب...

کزازی: پرداختن به «شاهنامه» کاری خُرد و خام نیست

کزازی در گفت‌و‌گو با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) گفت: هر کار فرهنگی و هنری که در پیوند با «شاهنامه» انجام می‌شود، باید به‌گونه‌ای باشد، تا سرشت و چگونگی این شاهکار بی‌مانند را به نمایش بگذارد.

ادامه مطلب...

ستایش خرد و خردورزی از مظاهر برجسته اندیشه فردوسی در شاهنامه است - حکیم پارسی‌گوی و خردستا

حکیم ابوالقاسم فردوسی طوسی؛ شاعر قرن چهارم هجری، بلندآوازه‌ترین و مشهورترین چهره ادبی پارسی‌گوی است. این شاعر ایرانی که به زبان‌های عربی و پهلوی مسلط بوده است، شاهکار خود «شاهنامه» را به نحوی سروده که کمترین ردپای واژگان غیرپارسی در آن نمایان است و همین وجه شخصیت اوست که بیشتر نزد عوام و خواص شناخته شده است؛ یعنی فردوسی ناجی زبان فارسی.

ادامه مطلب...

یکی دخمه کردش ز سُمّ ِ ستور

در بخش پایانی رستم و سهراب، از شاهنامۀ فردوسی بیتی وجود دارد که همیشه مورد بحث بوده است. در سالهای اخیر که داستان رستم و سهراب جزء متون درسی رشتۀ ادبیات فارسی دانشگاه‌ها شده است به تناسب افزونی و گسترش کلاسهای درسی و تعداد  استادان و دانشجویان، به جستجو پرداختم.

ادامه مطلب...

بهرام گور و لنبک آبکش

یکی از روزها بهرام گور با گردان و دلاوران به نخجیر رفت. پیرمردی با عصایی در مشت پیش شتافت و گفت: شاها در شهر ما دو مرد بانوا و بی‌ نوا زندگی می کنند: یکی جهود بدگوهری است پر از سیم و زر به نام براهام و دیگری مردی است خوش گفتار و آزاده به نام لنبک آبکش. چون بهرام گور دربارﮤ ایشان پرسید‌‌‌, مرد چنین پاسخ داد که لنبک آبکش سقائی است جوانمرد که نیم از روز را به فروش آب می ‌گذارند و در آمد آن را در نیمه دیگر خرج مهمانان از راه رسیده می‌ کند و چیزی از بهر فردا نمی ‌اندوزد, اما براهام با آنهمه گنج و دینار در پستی و زفتی شهرﮤ شهر است.

ادامه مطلب...

ما و فردوسی

این روزها حرف فردوسی زیاد به میان می‏آید، ولی اگر ما ارادتی به این‏ مرد داریم، نخستین نشانهٔ ابرازش آن است که خود را تا حدّ ادراک زبان او بالا ببریم. منظور از ادراک زبان آن نیست که لغت‏های شاهنامه را معنی کنیم، یا نکته‏های مشکل شعرهایش را بگشائیم؛ منظور آن است که با دنیای شاهنامه و فردوسی یک حدّاقل تفاهم برقرار سازیم. حقیقت این است که رابطه ما با شاهکارهای‏ فکری گذشته‏مان و از جمله شاهنامه، گسیخته است؛ ازعطار و سهروردی و ناصر خسرو حرف می‏زنیم، ولی اگر عطارها و سهروردیها و ناصرها در میان ما بودند، نمی‏دانم که چه به روزشان می‏آوردیم.

ادامه مطلب...

درس کشورداری

در قرن هشتم شاهنامه جایگاه شایستۀ خود را در جامعۀ ایرانی بازیافته بود. از آن جمله در شروان که فضای فرهنگی ایرانی داشت و دستگاه شروانشاهان یک دستگاه ایرانی بود. عارف اردبیلی فرهاد نامۀ خود را با دیدگاهی ایرانی سروده و در آن فردوسی و شاهنامه را ستوده است.

ادامه مطلب...

جواب فردوسی به ابوالقاسم کُرّکانی

حکیم شاه محمد قزوینی، تذکره‌ی مجالس النفائس امیر علیشیر نوایی را در سال‌های 927 تا 929 ه.ق در استانبول از ترکی جغتایی به فارسی ترجمه کرده، و فصلی به نام بهشت هشتم شامل شرح حال و نمونه‌ی اشعار شاعرانی که در متن کتاب نبوده، بر آن افزوده است.

ادامه مطلب...