درس کشورداری

در قرن هشتم شاهنامه جایگاه شایستۀ خود را در جامعۀ ایرانی بازیافته بود. از آن جمله در شروان که فضای فرهنگی ایرانی داشت و دستگاه شروانشاهان یک دستگاه ایرانی بود. عارف اردبیلی فرهاد نامۀ خود را با دیدگاهی ایرانی سروده و در آن فردوسی و شاهنامه را ستوده است.

ادامه مطلب...

جواب فردوسی به ابوالقاسم کُرّکانی

حکیم شاه محمد قزوینی، تذکره‌ی مجالس النفائس امیر علیشیر نوایی را در سال‌های 927 تا 929 ه.ق در استانبول از ترکی جغتایی به فارسی ترجمه کرده، و فصلی به نام بهشت هشتم شامل شرح حال و نمونه‌ی اشعار شاعرانی که در متن کتاب نبوده، بر آن افزوده است.

ادامه مطلب...

تاریخ - شاهرخ مسکوب

شاهنامه تاریخ پیشینیان، و به منزلۀ تاریخ، سرگذشت ایران است در زمان و ردپای زمان است در ایران. شاهنامه در قرن چهارم هجری سروده شد، چهارصد سال پس از شکست ایرانیان از عرب‌ها؛ زمانی که ایرانیانِ خراسان می‌کوشیدند تا در شرایط تازه و در برابر خلافت بغداد سرنوشت سیاسی و فرهنگی خود را باز بسازند. سلسله‌های ایرانی از چندی پیش‌تر تشکیل شده و زبانشان، فارسی، به عنوان زبان دین و دولت پذیرفته و شالوده فرهنگ ویژه ما، در پهنۀ تمدن اسلامی، ریخته شده بود. فردوسی در چنین روزگاری «تاریخ» ایران را سرود. در شاهنامه تاریخ و زبان با هم و درهم ساخت و سامان می‌یابند. هم طرح هر دو افکنده می‌شود و هم مرز و میزانشان معین می‌شود.

ادامه مطلب...

زمان - شاهرخ مسکوب

از نوروز آغاز می‌کنم که جمشید آن را بنیاد نهاد و «زمان» را نهادی نو بخشید. جمشید در شاهنامه بزرگ‌ترین پادشاه و در اسطوره نخستین انسان است (1). فریدون و کیخسرو دو جهانگشای پاکساز جهان از بد اهریمن «ضحاک و افراسیاب»، دو رستاخیز کننده‌اند، اما جمشید نه این است و نه آن، او پادشاهی «بنیانگذار» است که به یاری «روشن روان»، به یاری آگاهی و دانشی که در اوست زندگی وحشی وار آدمیان را سامان و قراری «متمدنانه» می‌دهد: به پنجاه سال آهن را از سنگ برون می‌کشد و از آن جنگ افزارهایی چون جوشن و سپر و شمشیر و جزو اینها می‌سازد، پنجاه سال دیگر رشتن و بافتن و جامه بریدن، دوختن و شستن می‌آورد.

ادامه مطلب...

فردوسی و جامی

شاعر معروف نورالدین عبدالرحمان جامی ( ف.898 ه.ق)، در بهارستان خود که آن را در سال 892 ه.ق برای فرزند خردسال خود نوشته، در روضۀ هفتم در احوال شعرا شرحی دربارۀ فردوسی دارد که مفصل‌تر از مطالب مربوط به هر یک از دیگر شاعران بزرگ است، و این شهرت فردوسی در قرن نهم و احترام جامی را به او می‌رساند.

ادامه مطلب...

چرا فردوسی به فکر سرودن شاهنامه افتاد؟ - 1- نیاز ملی

داستان‌های شاهنامه از نظر مردم دوره ساسانی تاریخ قدیم سرزمین ایران بود. ساسانیان از سلسله های تاریخی ماد و هخامنشی اطلاع درستی نمی‌داشتند و تنها داستان هایی را که از کتاب مقدس اوستا (گاتاها و یشتها) نشات گرفته و روایاتی که سینه به سینه گشته بود، تاریخ نیاکان خود می پنداشتند....

 

ادامه مطلب...

آشنایی با شاهنامه 54 - شکار برای زندگی

کنـــون هر که جویند خویشی من
وگر سرفرازد، بــه پیشی من

شود تا سرِ بیشهٔ فاسقون
بشوید دل و دست و مغزش به خون


ای عزیز!

قهرمانان داستان (گشتاسپ و کتایون) که یکی فرزند پادشاه ایران و دیگری فرزند قیصر روم بود، در خانه‌ای روستایی و‎ ‎فقیرانه آغاز شد. اما روز بعد کتایون گوهر و جواهرهای خود را به صاحب خانه داد تا از فروش آن‌ها وسایل زندگی آماده کنند.

ادامه مطلب...

آشنایی با شاهنامه - کین سیاوش

به گُردان چنین گفت رستم که من
بر این کینه دادم دل و جان و تن

به یزدان که تا درجهان زنده ام
به کین سیاوش دل آگنده ام

ای عزیز

اکنون باز گردیم به روزگار سیاوش و آن زمان که خبر کشته شدن او به کاووس (شاه ایران ) رسید . پس از شاه ، درباریان ، و بعد از آنها مردم:

ادامه مطلب...

آشنایی با شاهنامه - هنگامه یازده رخ

جهان چون به زاری برآید همــی
بـدو نیک روزی ســرآید همــی

پـرستنــدة آز و جــویـای کــین
بـه گیتی زکـس نشنود آفــریـن


ای عزیز!

شاه توران زمین، پس از فرار از میدان جنگ با رستم، به یکی از شهر‌های مرزی رسید. با بزرگان و پهلوانان به مشورت نشست و از آینده سخن ‌گفت. آینده‌ای نزدیک و پاسخی برای شبیخون رستم.

ادامه مطلب...

فردوسی استاد تراژدی

موضوع اصلی گفتار، بحث از فردوسی به عنوان استاد هنر تراژدی است. در آغاز بحث باید بگویم از اشکالی که ممکن است به ذهن بیاید آگاهم و آن اینست که تراژدی طبق تعریف ارسطو نوعی نمایشنامه است و شعر فردوسی شعر نقلی است. لیکن در آنچه خواهد آمد نظر من به تعریف صوری تراژدی نیست، وقتی معنی و ماهیت تراژدی را در نظر گیریم،

ادامه مطلب...