آشنایی با شاهنامه 57 - بازگشت به ایران

بـــه مـــرز خـزر، مهتر الیاس بود
کـــه پـــورِ جهــاندار مهراس بود

بـــه الیـــاس قیصر یکی نامه کرد
تو گفتی که خون بر سر خامه کرد

کـه چندین به افسوس خوردی خزر
کنـــون روز آســـایش آمد به سر

الیاس که هم پهلوانی بزرگ بود وهم لشکری قوی داشت، فرمان قیصر را نپذیرفت...

ادامه مطلب...

آشنایی با شاهنامه 56 - رازِ جهان در نَهُفتِ پرده نمی‌ماند

بـــه پــوزش بیاراست قیصر زبان
بـــدو گفــت بیداد رفت‌ای جوان

کنــون آن گرامی کتایون کجاست
مـــرا گر ستمکـاره خواند رواست

ای عزیز!

داستان ما به آنجا رسید که میرین با اهرن به توافق رسیدند که گشتاسپ را برای کشتن اژدها بفرستند و هردو قصدِ جان ِ غریبه کرده واورا از میان ببرنند:

ادامه مطلب...

آشنایی با شاهنامه 55 - کشتن گرگ پیل پیکر و اژدهای مردم آزار

زمیــریــن یکی بود کهتر به سال
ز گُردان رومـــی بـــرآورده یــال

فـــرستـــاد نـــزدیـک قیصر پیام
کـــه دانی که ما را نژاد است و نام

بـــه مـــن ده کنـون دختر کهرت
بـــه مـن تازه کن لشکر و افسرت

ای عزیز!

چنین خواندید : میرین برای ازدواج با دختر قیصر، باید گرگی بزرگ را می‌کُشت .. اماچون زور پهلوانی نداشت، برای چاره سازی - بی خبر از همه کس - از شهربیرون رفت و در جست وجوی پهلوان بی نام ونشانی بود که این کار بزرگ را برای او انجام دهد...

ادامه مطلب...

آشنایی با شاهنامه - به جست وجوی سرنوشت

بـــدو گفت کای پاک مرد جوان
چـــرایـــی پر از درد و تیره روان

اگر آیـــدت رای ایـــوان مـــــن
شوی شـــاد یک چند مهمان من

ای عزیز!

داستان ما دربارهٔ لهراسپ و دو فرزندش گشتاسپ و زریر بود. که گشتاسپ از پدر قهر کرده بود، و زریر، به فرمانِ پدر، به دنبالِ اورفت تا به نزدِ پدر باز گرداند، وچنین شد.

ادامه مطلب...

آشنایی با شاهنامه - جوانی هنوز، بلندی مجوی

دو فـــرزنـــد بودش به کِردارِ ماه
ســـزاوار شـــاهـــی و تخـت و کلاه

یکـــی نام گُشتاسپ ، و دیگر ز َریر
کـــه زیـــر آوریـدی ، سرِ نرّه شیر

ای عزیز

با آمدن «لهراسپ»روزگار دیگرگون شد.

زمانی نگذشت که در بلخ شهر و بازاری تازه بنا کرد و تخت پادشاهی را به آن جا کشاند. هم چنین پرستشگاهی برای عبادت و جشنگاهی برای شادی وپایکوبی مردمان ساخت.

ادامه مطلب...

روایات مختلف درباره دوران کودکی و نوجوانی فریدون

حوادث دوران کودکی و جوانی فریدون، پنجمین پادشاه کیانی ایران، در متون منظوم و منثور فارسی و عربی اعم از حماسی و تاریخی به صورتهای گوناگون ذکر شده است. اختلافات روایات در این باب نه فقط در امور جزئی به چشم می‌خورد بلکه گاه تفاوت به حدی است که خواننده ناچار باید بپذیرد که سرچشمه و منشأ روایتها در موضوع مورد بحث کاملاً با یکدیگر متفاوت بوده است. در این مقاله دربارۀ این روایات سخن خواهیم گفت و سپس چند موضوع وابسته بدان را نیز به اجمال از نظر خواهیم گذرانید. مطالبی که به‌ترتیب مورد بررسی قرار خواهد گرفت عبارت است از:

ادامه مطلب...

کزازی: پرداختن به «شاهنامه» کاری خُرد و خام نیست

کزازی در گفت‌و‌گو با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) گفت: هر کار فرهنگی و هنری که در پیوند با «شاهنامه» انجام می‌شود، باید به‌گونه‌ای باشد، تا سرشت و چگونگی این شاهکار بی‌مانند را به نمایش بگذارد.

ادامه مطلب...

ستایش خرد و خردورزی از مظاهر برجسته اندیشه فردوسی در شاهنامه است - حکیم پارسی‌گوی و خردستا

حکیم ابوالقاسم فردوسی طوسی؛ شاعر قرن چهارم هجری، بلندآوازه‌ترین و مشهورترین چهره ادبی پارسی‌گوی است. این شاعر ایرانی که به زبان‌های عربی و پهلوی مسلط بوده است، شاهکار خود «شاهنامه» را به نحوی سروده که کمترین ردپای واژگان غیرپارسی در آن نمایان است و همین وجه شخصیت اوست که بیشتر نزد عوام و خواص شناخته شده است؛ یعنی فردوسی ناجی زبان فارسی.

ادامه مطلب...

یکی دخمه کردش ز سُمّ ِ ستور

در بخش پایانی رستم و سهراب، از شاهنامۀ فردوسی بیتی وجود دارد که همیشه مورد بحث بوده است. در سالهای اخیر که داستان رستم و سهراب جزء متون درسی رشتۀ ادبیات فارسی دانشگاه‌ها شده است به تناسب افزونی و گسترش کلاسهای درسی و تعداد  استادان و دانشجویان، به جستجو پرداختم.

ادامه مطلب...

بهرام گور و لنبک آبکش

یکی از روزها بهرام گور با گردان و دلاوران به نخجیر رفت. پیرمردی با عصایی در مشت پیش شتافت و گفت: شاها در شهر ما دو مرد بانوا و بی‌ نوا زندگی می کنند: یکی جهود بدگوهری است پر از سیم و زر به نام براهام و دیگری مردی است خوش گفتار و آزاده به نام لنبک آبکش. چون بهرام گور دربارﮤ ایشان پرسید‌‌‌, مرد چنین پاسخ داد که لنبک آبکش سقائی است جوانمرد که نیم از روز را به فروش آب می ‌گذارند و در آمد آن را در نیمه دیگر خرج مهمانان از راه رسیده می‌ کند و چیزی از بهر فردا نمی ‌اندوزد, اما براهام با آنهمه گنج و دینار در پستی و زفتی شهرﮤ شهر است.

ادامه مطلب...