بینش شاهنامه - بخش سوم

1. مشروعیت: در بینش پادشاهی در شاهنامه، نخستین شرط پادشاهی برخورداری از مشروعیت است. اصطلاح مشروعیت1 در شاهنامه «سزاواری» است که به ضرورت وزن سزاوار به کار رفته است.

ادامه مطلب...

بینش شاهنامه فردوسی - بخش نخست

الف. بینش دینی: در شاهنامه با یک بینش دینی واحد روبرو نیستیم، بلکه مطابق با واقعیت تاریخی، چند بینش دینی در تقابل با یکدیگرند: بینش دینی زردشتی، بودایی، یهودی، مسیحی و اسلامی از یک سو، یکتاپرستی و دهرگرایی از سوی دیگر، تسامح و تعصب دینی از یک‌سو، و تشیع سراینده و دیگر مذاهب اسلامی از سوی دیگر....

ادامه مطلب...

حجت موجه تشیع

اکنون مایه بسی مسرّت است که این انجمن با توفیقات الهی چهلمین سال تأسیس خود را جشن می‌گیرد و بدین‌مناسبت چهلمین نشریهٔ خود یعنی شاهنامهٔ حکیم طوس را به اهل دانش و بینش تقدیم می‌دارد.

ادامه مطلب...

آیا فردوسی غریب افتاده است؟

اردیبهشت امسال توفیقی دست داد که ما بار دیگر سفری به مشهد داشته باشیم. این سفر به دعوت انجمن دانشجویان دانشکدۀ علوم صورت گرفت. به مناسبت برگزاری روز خیّام، و آن مقارن شد با روز فردوسی که از جانب دانشکدۀ ادبیّات دانشگاه فردوسی ترتیب داده شده بود[1]

ادامه مطلب...

داستانهای شاهنامه - سیاوش

روزی سپیده دم و هنگام بانگ خروس، گیو و گودرز و طوس و چند تن از سواران با باز و یوز شادان رو سوی نخجیر آوردند. شکار فراوان گرفتند و پیش رفتند تا بیشه ‌ای در مرز توران از دور پدیدار شد. طوس و گیو تاختند و در آن بیشه بسیار گشتند.

ادامه مطلب...

عجم زنده کردم بدین پارسی - محمّدعلی اسلامی ندوشن

در مورد فردوسی این سؤال پیش می‌آید که چرا؟ این بازار تا چند سال پیش سالی سه کتاب هم به زحمت دربارۀ شاهنامه به نوشتن می‌آمد. بالاترین رقم زمانی بود که «انجمن آثار ملّی» در دهۀ پنجاه، یک سلسله کتاب به تعداد ده ـ دوازده عدد دربارۀ فردوسی انتشار داد، و این یک امر استثنائی بود و تکرار هم نشد.

ادامه مطلب...

پزشکی در شاهنامه - بخش دوم و پایانی

متأسفانه مقولۀ «پزشک و پزشکی» در شاهنامه تاکنون کمتر مورد دقت و پژوهش قرار گرفته و اگر هم تحقیقی در مورد آن صورت پذیرفته، به صورت جداگانه و انتزاعی انجام نیافته است. نوشتار حاضردریچه‌ای کوچک به دانش پزشکی در جهان بزرگ شاهنامه می گشاید که پنجشنبه پیش بخش اول آن از نظر گذرانده شد و اینک ادامه این مبحث را پی می گیریم.

ادامه مطلب...

پزشکی در شاهنامه - بخش نخست

نخستین پزشک در شاهنامه

پزشک (Physician) واژه‌ای با ریشه‌ای سه هزار ساله است. به اعتقاد زبان شناسنان این واژه از ریشۀ اوستایی «بئشه‌زه» (Bachaza) به معنای «آسیب‌زدا» آمده است که در دوران ساسانی به صورت «بئشه‌زینتار» (Baechazintar) و در پهلوی به صورت «بئشه‌زک» (Baechazak) و بعدها «بزشک » و «پزشک» در آمده است...

ادامه مطلب...

آشنایی با شاهنامه 57 - بازگشت به ایران

بـــه مـــرز خـزر، مهتر الیاس بود
کـــه پـــورِ جهــاندار مهراس بود

بـــه الیـــاس قیصر یکی نامه کرد
تو گفتی که خون بر سر خامه کرد

کـه چندین به افسوس خوردی خزر
کنـــون روز آســـایش آمد به سر

الیاس که هم پهلوانی بزرگ بود وهم لشکری قوی داشت، فرمان قیصر را نپذیرفت...

ادامه مطلب...