شاهنامه تنها اثری است که بیشترین ارج را به زنان گذاشته است

فردوسی، سرایش بخش هایی از شاهنامه را از اوان جوانی و هنگام آشنایی با گنجینه های ادب و فرهنگ ایرانی آغازکرد. امّا  پس از مرگ ناگهانی ی دقیقی – که پیش از وی دست به این کار زده و کارش ناتمام مانده بود – یعنی در حدود سال ٣۵۶ هجری ی خورشیدی (برابر با  سال ٣۶٧ هجری ی قمری و سال ٩٧٧ میلادی) – بود که این بار ِ امانت را بر دوش گرفت و راه دشوار ِ تدوین واپسین ِ حماسه ی ملّی ی ایران را تا به آخر پیمود و سرانجام، به گفته ی آشکار خودش در پایان شاهنامه، در روز ٢۵ اسفندماه سال ٣٨٨ هجری ی خورشیدی ( برابر با سال ۴٠٠ هجری ی قمری و ١٠١٠ میلادی)، بر کار ِ عظیمش نقطه ی پایان نهاد:«... سرآمد کنون قصّه ی یزدگرد/ به ماه ِ سِفندارمَذ، روز ِ اَرد/ ز هجرت شده پنج هشتاد بار/ به نام ِ جهانْ داور ِ کردگار/ چو این نامورْ نامه آمد به بُن / ز من روی ِ کشور شود پُرسَخُن ...»[1]

ادامه مطلب...

زن در شاهنامه - فرانک دوانلو

با درود بر روان نیاکان نیک
آنان که طلایه‌دار رادی و رادمنشی بودند. می‌ستاییم آنان را که با گفتار، کردار و پندار نیک خویش، بزرگی و سرفرازی را به یادگار نهادند و لحظه‌ای از کوشش و پیکار فروگذار ننموده و با دهش جان خویش در راه اندیشه، عشق، مردم و میهن، فرهنگ و تمدنی درخشان را پایه‌ریزی نمودند تا فرزندان‌شان سرفرازانه‌تر آنان را بنامند و بخوانند.
«پاک‌ترین درودها بر آنان باد»

ادامه مطلب...

عجم زنده کردم بدین پارسی

در یکم اسفند 1370 مؤسسه‌ای فرهنگی و غیرانتفاعی به منظور ایجاد یک «بنای یادگار» در زادگاه فردوسی بزرگ – که مبیّن ادای احترام و حق‌شناسی نسل کنونی نسبت به آن مرد یگانه شناخته شود و نیز نشانه‌ی اصالت و تداوم تاریخی قوم ایرانی، و کانونی برای پژوهش در تاریخ و تمدّن و فرهنگ کشور باشد – بنیاد شد. این مؤسسه، نام «ایران‌سرای فردوسی» را بر خود گذاشت.

ادامه مطلب...

فردوسی ودانش پزشکی درشاهنامه

از‌نشانه های‌ماندگاری‌شاهنامه،اشارت هایی‌است که این اثر سترگ به دانش ایرانیان دارد پی جویی دانش پزشکی در شاهکاری که رویکرد اصلی آن حماسه و بر محور اخلاق و فردگرایی است می تواند بر اهمیت کار فردوسی بزرگ بیفزاید. در این روزها که همزمان با روز بزرگداشت حکیم بی بدیل شرق، ابن سینا و روز پزشک است، پژوهشی را می خوانیم که نویسنده آن هم در کسوت پزشکی قرار دارد و هم به عنوان بنیان گذار بنیاد فردوسی دستی در پژوهش شاهنامه دارد. ضمن سپاس از دکتر توسی وند بزرگ می داریم یاد نام آورانی چون فردوسی و بوعلی سینا را که هماره فخر و شکوه ایران را به یاد می آورند- گروه ادب و هنر...

ادامه مطلب...

فردوسی و شهریار

استاد جلال خالقی مطلق در نامه یی که در پاسخ به دعوت استاد محمدعلی اسلامی ندوشن برای راه اندازی بنیاد ایران سرای فردوسی می نویسند از فردوسی- این بزرگمرد تاریخ و فرهنگ ایران تعریفی ارائه می دهند که به گمان من در معرفی کار بزرگ او بسیار دقیق است؛ «مرقوم فرموده بودید که فردوسی «پاترون» ایران است. بنده هم وقتی با خود فکر می کردم که ایران در تاریخ پیش از اسلام خود یک رهبر سیاسی داشته و یک رهبر معنوی. رهبری سیاسی آن، کوروش و رهبر معنوی آن، زردشت بود. پس از اسلام اگر یعقوب لیث پیروز شده بود، احتمالاً به جای کوروش، رهبر سیاسی این دوره از تاریخ ایران می شد ولی با شکست او، هر دو این وظایف به گردن فردوسی افتاد. فردوسی رهبر سیاسی و معنوی این دوره از تاریخ ایران است و به قول جنابعالی «پاترون» ایران است و دکتر صفا او را پدر ملت ایران نامیده است.» این گونه به نظر می رسد که این سه شخصیت برجسته تاریخ و فرهنگ ایران به شکلی می توانند نمادهایی از اندیشه، گفتار و کردار نیک هم باشند.

ادامه مطلب...

ما کجاییم، فردوسی کجاست؟

کنون پر شگفتی یکی داستان
بپیوندم از گفته باستان
سخن درباره اینکه شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی، نماد ایرانی بودن و تاریخ پندارهای ایرانی است، چندان روشن و بی چون چراست که پرداختن به آن بی هیچ دلیلی، شایسته نمی نماید.
همچنان که «خجسته کیا» در پیش

ادامه مطلب...

شاهنامه و تاریخ

شاهنامه تاریخ پیشینیان، و به منزله تاریخ، سرگذشت ایران است در زمان و ردّ پاى زمان است در ایران. شاهنامه در قرن چهارم‏هجرى سروده شد، چهار سد سال پس از شکست ایرانیان از عرب‏ها؛ زمانى که ایرانیان خراسان مى‏کوشیدند تا در شرایط تازه و در برابرخلافت بغداد سرنوشت سیاسى و فرهنگى خود را باز سازند.

ادامه مطلب...

اهمیت شاهنامه فردوسی

دکتر جلال خالقی مطلق

همه‏ ی ما هنگامی که از اهمیت شاهنامه سخن به میان می‎آید، در این نظر اتفاق داریم که شاهنامه یکی از مفاخر ملی ماست، ولی بنده مطمئن هستم که اگر از صد نفر نابرگزیده بپرسید که: «چرا شاهنامه یکی از مفاخر ملی ماست؟» بیش از نود نفر آن‌ها اهمیت ملی شاهنامه را در تبلیغ میهن پرستی و شرح پیروزیهای ایرانیان بر دشمنان آن‌ها می‎دانند که تازه در همین جا هم اغلب فراموش می‎گردد که شاهنامه سرگذشت شکستهای ایرانیان هم هست و اصطلاحی که بر طعنه می‎گویند «شاهنامه آخرش خوش است»، از همین جا برخاسته است. به سخن دیگر وقتی ما از اهمیت ملی شاهنامه سخن می‎گوییم، غالباًَ تنها به اهمیتی که این کتاب برای ملیت ما دارد نظر داریم. ولی اهمیت ملی شاهنامه خیلی بیش از این است.

ادامه مطلب...