هویت ایرانی در شاهنامه

هویت ایرانی ریشه در اسطوره‌هایی دارد که از هزاران سال پیش نیاکان ما آن‌ها را خلق کردند و استمرار بخشیدند و داستان‌های حماسی درباره شاهان و پهلوانان آرمانی ایرانیان چون کیخسرو و گرشاسپ و آرش و رستم، در تاریخ ایران پشتوانه‌های فکری و معنوی نیرومندی بود که همبستگی ملّی را سخت تقویت می‌کرد.

ادامه مطلب...

تجلی شاهنامه در نقاشی قهوه خانه‌ای

شاهنامه فردوسی فخیم ترین حماسه ملی ایرانیان است. همان طور که شاهنامه فردوسی در زمانی تنظیم شد که مردم ایران از تسلط کارگزاران متعصب خلفای بغداد بر مقدرات خود رنج می‌بردند، نقاشی قهوه خانه ای نیز در برهه ای از زمان شکل گرفت که توده مردم از رخنه و نفوذ دو ابر قدرت سیاسی همزمان خود (روسیه و بریتانیا) بر ایران به ستوه آمده بودند؛ بنابراین برای حفظ وحدت ملی و جلوگیری تاثیرات بیش از حد هنر بیگانگان بر فرهنگ و هنر ایران به خصوص نقاشی، گرایش به مضامین حماسی شاهنامه فردوسی پیدا کردند و این تمایل با انقلاب مشروطیت شدت یافت.

ادامه مطلب...

ایران گرایی در شاه‎نامه

شاه‎نامه فردوسی دارای یک کشش و برد ایران گرایی است که بررسی و دریافت دقیق آن‏، دشوار است، چون ایران‎گرایی در این اثر مانند خونی است که تا کوچک‎ترین اندام‎های پیکر آن دویده است و با تار و پود آن، چنان در آمیخته که گزارش درست آن نیاز به پژوهشی گسترده دارد که در توان این گفتار کوتاه نیست و از این و به چند نکته‎ کلی بسنده می‎کنم.

ادامه مطلب...

سـاز و آواز در شاهنامه

سـاز و آواز در شاهنامه نام نوشتاری از هنرمند ارزنده و سرپرست پیشین کارگاه موسیقی ایران، قاسم طالب زاده است ک در سال 2000 ترسایی برای نخستین بار در دو دفتر (شماره ی 1 و 2) ،"بامدادان، دفتر تاریخ و فرهنگ ایران"، که در کشور سوئد و با کوشش مازیار قویدل به چاپ رسیدند در دسترس دوستداران فر و فرهنگِ پشته ی ایران گذاشته شد و در پی آن و در سال 2004 و برای بار دوم در همین تارنمای "شاهنامه و ایران"،از آن پس تارنماها و رسانه های فراوانی از این کار ارزنده بهره گرفته اند و می گیرند.

ادامه مطلب...

هنر نزد ایرانیان است بس

این نوشتار با هدف ِ روشن ساختن، نمایاندن و به آگاهی رساندن برداشت های نادرست و نا آگاهانه ی فراهم آمده است که نا آگاهی دوستان و یا هرزه درایی ِ آگانه ی دشمنان ایران و یا فراموش کاری استادان به آن دامن زده، انگیزه ای شده است تا سروده ی درست و به جای استاد سخن فردوسی توسی را نادرست معنی کنند. سروده ی :

ادامه مطلب...

آقای احمد شاملو، ترا با نبرد دلیران چکار؟

در بیشتر انقلابهای جهان آیین بر آن بوده است که پس از به نتیجه رسیدن شورش، نام خیابانها، میدانها، و جایگاه‌های همگانی دگرگون شود!
در جریان انقلاب گفتاری در این باره نوشتم و گوشزد کردم که اگر گروه‌های انقلابی برآنند که نام‌ها را دیگر کنند، می‌باید که چندین نکته مهم را از نظر دور ندارند.
از جمله: قواعد و قوانین زبان فارسی، روابط تاریخی و اجتماعی، اصول محلی وجغرافیایی... و بالاخره اولویت‌ها، برتری‌ها!

ادامه مطلب...

چه بود (هویت) ایرانی بر پایه‌ی شاهنامه

 ۱. خداباوری
ایرانیان از نخستین زینه (مرحله)های پیدایش تمدنشان، خداپرست و یکتاپرست بوده اند. یعنی هیچ گاه بت پرست یا چندگانه پرست نبوده اند. (به راستی در این باره بسیار باید نوشت که  به یاری یزدان  چنین نیز  خواهد شد.)
در شاهنامه کم تر نامه، گفت و گو یا جستاری را می یابید که بدون نام ایزد آغاز شده باشد. نمونه های این خداباوری فراوانند.

ادامه مطلب...

سنجشی میان فردوسی و هومریونانی

سخنرانی استاد جلال خالقی مطلق در موزه ی هنرهای معاصر اصفهان  اصفهان اردیبهشت 3744
شاعر آلمانی و مترجم شاهنامه فریدریش روکرت یکجا در مقایسه‌ی فردوسی و همر  می‌پرسد:
"اصلا تفاوت میان فردوسی و همر در چیست؟" و سپس خود پاسخ میدهد:
"تنها همین که فردوسی کمی کمتر از هُمر جسم دارد، ولی خیلی بیشتر از او روح"1.

ادامه مطلب...