اندیشه های کهن ایران در شاهنامه

  • پرینت

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

 

آن چه مسلم است و با یک مطالعه گذرا از شاهنامه نیز قابل دریافت است این که شاهنامه با جملات حکت آمیز عجین است و تقریبأ در هر رویه ی آن می توان پند و حکمتی یافت. برای گروهی از پژوهشگران پرسش بوده که این جملات حکمت آمیز و نغز و پر مغز از کجا به اندیشه ی راه فردوسی بزرگ رسیده است.

به راستی سرچشمه های این چشمه سار زلال و حیات بخش ( حکمت های شاهنامه) کجاست و حکیم فردوسی از کدام منبع سرشار تغذیه شده است که نام اثرش نه تنها در ایران که در جهان ماندگار شده است؟

آن چه مسلم است، دانش در همه ی زمینه های آن و به ویژه علوم انسانی و از جمله حکمت در بین ایرانیان قدیم در اندازه ی عالی آن وجود داشته است.( بدیهی است آن چه اکنون گفته شد، حالت ادعا دارد بنابرین این ادعا نیاز به اثبات دارد. ادعای مذکور امروزه بدیهی است و به ویژه با تلاش پژو هشگران و آگاهان در همین دهه های اخیر هیچ اهل مطالعه ای نیست که در وجود دانش و حکمت در جامعه ی ایران عهد کهن و باستان ازعان و آگاهی نداشته باشد. دیگر این که اگر قرار باشد در این باره توضیح کامل آورده شود خود به عنوان مقاله ای جداگانه ی دیگری می تواند باشد که در حد این نوشتار کوتاه هشتصد کلمه ای حاضر نمی گنجد.)

نگارنده با دانش خود و استعداد خدادادی در کشف ریشه واژگان یقین دارد که خود واژه حکمت ریشه ایرانی دارد و از زبان های ایرانی به دیگر زبان ها راه یافته است با آن وجود برای این که وارد بحث های اختلافی نشویم اکنون از این نیز می گذریم و به همین که در لغت نامه ها نوشته شده اکتفا می کنیم که کلمه حکمت را به معنای اتقان و استوار کردن امور تعریف نموده اند.

حکمت را نوعی حالت و خصیصه ی درک و تشخیص نیز دانسته اند که شخص به وسیله ی آن می تواند حق و واقعیت را ادراک نموده و با انجام متقن و محکم کار، مانع از فساد آن شود.[2]

ضمنأ با توجه به آن چه تا کنون از حکمت دانستیم می توان گفت که در شاهنامه اشخاص  حکیم را می توان یافت که بزرگمهر یکی از بارز ترین آن هاست.

توجه داشته باشیم که برای یافتن حکمت در شاهنامه نیاز به جست و جوی زیاد هم نیست! در همان آغاز شاهنامه و در همان بیت نخست با حکمت رو به رو می شویم:

" به نام خداوند جان و خرد                                                     کزین اندیشه بر نگذر "

این بیت آغازین شاهنامه سنگ بنای آن و مانیفست اعتقادی و توحیدی فردوسی است که مبنای جهان بینی او را روشن می کند. ما اکنون نمی خواهیم وارد تفسیر و تعبیر و تشریح دقیق و کامل این بیت معروف بشویم، بلکه همین قدر هدف است که یادآور شود که شاهنامه سراسر حکمت است و حتی بیت آغازین آن نیز حکمت می باشد. آن چه آثار علمی و ادبی و فلسفی ایران کهن باستان بوده است در طی این گذر زمان طولانی از بین رفته است "یا دست کم ما آن ها را ندیده ایم." از اثر آن علوم در دیگر جاها دیده می شود.

بسیاری از افراد در برخورد با وجود حکمت ها در شاهنامه به شگفت آمده اند که این همه حکمت را فردوسی بزرگ از کجا می دانسته است و از همین رو نیز ابوالقاسم فردوسی را حکیم نیز نامیده اند البته فردوسی حکیم بزرگ و دانای بی مانندی بوده است. اما حکمت نهفته در شاهنامه ریشه در دانش و حکمت ایران کهن دارد.

یعنی نیکو تر و درست تر آن است که گفته شود که" قسمت هایی از حکمت ایران باستان در شاهنامه منعکس شده است."[3] لذا در نتیجه:

1-بر اساس شاهنامه ایران دست کم، بیش از هفت هزار سال تاریخ مدون دارد که این تاریخ نشان می دهد ایرانیان خط و کتابت را به خوبی و کامل داشته اند.

2-از آن خط و زبان آغازین نشانه های کمی باقی است.

3-آثار آن حکمت را در زبان هایی که بعدأ پیدا شده اند می توان یافت از جمله در زبان عربی

حکایت و حکمت هایی که وجود دارد از فرهنگ ایران گرفته شده اند.

بنابراین این که برخی حکمت های موجود در شاهنامه در ادبیات و متون عربی می شود، نشانه ی ورود این حکمت از ایران به زبان عربی است.

نتیجه:

چون شاهنامه ریشه در فرهنگ کهن ایران دارد و فرهنگ باستانی ایران دارای فلسفه و حکمت پیشرفته ای بوده است در جای جای شاهنامه با حکمت رو به رو هستیم.

 

[1] تأثیر فرهنگ و ادب ایرانیان باستان در ادب فارسی و عربی – انتشارات یار دانش-جلد 1- ص 197.

[2] مفهموم شناسی حکمت در شاهنامه دکتر حسن بلخاری. 26/ 2/1397

[3] نگاهی نو به شاهنامه- محمد رسولی- ص 15.