مژده‌ای داده به من باد بهاری ...

محمد اکرم (اکرام) / استاد فارسی دانشگاه لاهور ـ  پاکستان

 

مژده‌ای داده به من باد بهـــــاری کـه ز راه        کاروان گـــل صـــد رنگ بــه صحــرا آید

می‌وزد باد فرح‌بخش دل انــگیــــــز امــروز         این مگـــر از طـــرف بلـــخ و بخــارا آید

تاشـکند از رخ تابنده بر افکـــــــنده نقـاب         جلـــوه‌اش  در نظـــــر دهر  فریبــــا آید

پر شود کام همه مردم لاهــور ز قنـــــــد         خبری خوش ز سمرقند، چو این جا آید

نفس باد صبــا مشـک فشـــان است آری         از ختــا و  ختـن، آن آهــوی رعنـــــا آید

کاشغر از نظر حُسن و صفا کاشمر است         آبش از چشــمه چـــو آییـنه مصــفا آید

شهر باکو همه رخشـنده بود چون تبـریز         نور آن هر دو ز یــــــک آذر رخشــا آید

از سر شوق بیــابم به تو ای عشــق‌آباد          هم‌چو پروانه که ســـــوی گل زیبــا آید

نخـل آزادی کشــمیر هـــم آرد قمــــــری         آن چه نامــد به کـــف امروز و فــردا آید

 

 

بر گرفته از نشریه کاوگان شماره 5 آبان ماه 1375

 

سندی از زبان پهلوی، زبان پیشین مردم آذربایجان

اولیا چلبی، مورخ نامدار عثمانی که چندین بار به ایران سفر کرده بود، ۳۶۶ سال پیش در مورد زبان زنان شهر مراغه نوشته:  ‏«قادینلری اکثریا پهلوی دیلنجه کفت و کو ادیلر»  ‏ترجمه به پارسی : ‏« زنانش اکثرا به زبان پهلوی گفت و گو می کنند.»

 

ادامه مطلب...

سعدی، شیخ اجل و پادشاه سخن

وحید محمود قره باغ

 

      به راستی که سعدی یکی از سه پیامبر ملک سخن است. نام سعدی با هنر سخن‌پردازی گره خورده است.  در آثار او سادگی موج می زند و پا را از حد تعادل بیرون نمی گذارد. ساده‌نویسی، ایجاز و نکته سنجی از ویژگی های هنر اوست و این رمز محبوبیت این استاد ادب است. سعدی شاعری است که فهم شعر و نثرش دشوار نیست چرا که از واژگان بیشماری استفاده کرده و از لغات دشوار و مهجور پرهیز کرده است.

     نام اصلی او ابو محمد مصلح الدین می باشد و به گواهی تاریخ خانواده وی اهل علم و دین بوده است. سعدی در بیتی نه تنها به عالم بودن خانواده خود بلکه به جایگاه بزرگ و رفیع عشق و شاعری اشاره می کند.

همه قبیله من، عالمان دین بودند          مرا معلم عشق تو، شاعری آموخت

ادامه مطلب...

سفیر پاکستان: علامه اقبال لاهوری عشقی سترگ به ایران داشت

حسین قنواتی

 

در مراسمی با عنوان جشنِ اقبالِ عشق در موسسه فرهنگی اکو بزرگداشت اقبال لاهوری شاعر فارسی سرای پاکستانی برگزار شد.

موسسه فرهنگی اکو همزمان با زادروز علامه اقبال لاهوری میزبان سفیر و برگزارکنندگان پاکستانی بزرگداشت بین‏ المللی شاعر فارسی‏ سرای این کشور با عنوان «اقبالِ عشق» بود.

ادامه مطلب...

شعر «من ایران ام» سروده ی غفران بدخشانی شاعر افغانستانی مقیم هلند

زبان و ادب فارسی

 

شعر «من ایران ام» پس از آن که از سوی شاعرش در حضور استاد شفیعی کدکنی خوانده شد، چنان محبوبیت یافت که شاعر خود را ناگهان به یک چهره ی ادبی شناخته شده نزد فارسی زبانان تبدیل کرد. ویدیوی شعرخوانی او در فضای مجازی هزاران بار میان کاربران بازنشر شد تا این شاعر فارسی سرای افغانستانی مقیم هلند، در جغرافیای فرهنگ و ادب فارسی شُهره ی ایرانشهر شود.

...

درود ای همزبان
من از بدخشانم
همان مازندران داستان های کهن
آن زادگاه این زبان ناب اجداد و نیاکانت

تو از تهران
من از کابل
من از سیستان، من از زابل
تو از مشهد
ز غزنی و هریوایم
تو از شیراز و
من از بلخ می آیم

اگر دست حوادث در سر من تیغ می کارد
و گر بیداد و استبداد می بارد
نوایم را اگر دزدیده اند از من
سکوت تیره یی در خانهء خورشید گُستَرده است گر دامن
سیه پوشان نیک اندیش و
فوج سر به داری «در رگانم رخش» می رانند

مرا بشناس
من آنم که دِماغم بوی جوی مولیان دارد
و آمویی میان سینه ام پیوسته در فریاد و جریان است
و در چین جبین مادرم روح فَرانک می تپد
از روی و از مویش
فُروهر می تراود
مهر می بارد
و سام و زال سام و رستم و سهراب و آرش را
من و این پاک کیشان کمانکش را
به قول راز های سینهء تاریخ پیوندی است دیرینه!

نگاهم کن
نه!
نه با توهین و با تحقیر و با تصغیر
نگاهم کن
نگاهت گر پذیرد
برگ سیمایم
ز بومسلم و سِیس و بو مقنع
صورتی دارد

درست امروز شرح داستان و داستان با توست
و اما استخوان قهرمان داستان با من
تو گر نامی
نشانم من
تنت را روح و جانم من
من ایرانم!!
خراسان در تن من می تپد
پیوسته در رگ های من جاریست
بشناسم

بنی آدم گر از یک جوهر اند
ما را یکی تر باشد آن گوهر
درود ای همزبان
من هم از ایرانم!

 

دکتر غفران بدخشانی

غفران بدخشانی شاعر فارسی سرای افغانستان در نشست فرهنگی بخارا

زبان و ادب فارسی

دویست و سومین نشست فرهنگی صبح پنج‏شنبه‏ های بخارا به مدیریت علی دهباشی با مرور زندگی و شعر غفران بدخشانی، شاعر افغانستانی برگزار شد.

نشست فرهنگی دویست ‏وسوم مجله‏ ی بخارا به بررسی زندگی و شعر دکتر غفران بدخشانی به عنوان یک شاعر برجسته‏ ی فارسی مقیم هلند پرداخت.

ادامه مطلب...

مسیح (ع) در ادب فارسی

شناخت ما از حضرت مسیح(ع) از چندین طریق می‌تواند اتفاق بیفتد. آنچه من درباره‌اش حرف می‌زنم، گذری است از معبر خیال حافظ. در حیطه بحث درباره مسیح باید به دو حوزه توجه کرد: در مورد واقعیت‌هایی که درباره حضرت مسیح هست و نیز صورتهای خیالی که در حوزه اشعار فارسی درباره این شخصیت وجود دارد. این دو مقوله را باید از هم جدا کرد. آنچه واقعیت دارد و در تاریخ مطرح است، بحث جدایی است....

ادامه مطلب...

نام ‌آواها در زبان فارسی

نام ‌آوا (اسم صوت) (onomatopoeia) به واژه‌ای گفته می‌شود که از صداهای موجود در طبیعت یا صدای حیوانات تقلید شده‌ است. مانند (آسمان) غرمبه، شرشر (آب)، جرینگ (شکستن شیشه)، چهچهه (بلبل) و قوقولی‌قوقو (خروس). نام صوت‌های عاطفی نیز در زمره‌ی نام ‌آواها قرار دارند. مانند قهقهه (خنده)،  هن‌وهن (ناشی از خستگی) یا آه (که به‌هنگام اندوه از دهان بیرون می‌آید)....

ادامه مطلب...

چرا و چگونه زبان فارسی باید زبانِ علمی ما باشد؟

ما همه فارسی صحبت می‌کنیم، حتی هنگامی که از مسائل تخصصی علمی یا فنی سخن می‌گوییم. این زبانِ تخصصی چه تفاوتهایی با زبان روزمره دارد؟ منظور از زبان علم و زبان تخصصی لزوماً زبان علوم پایه در سطح دانشگاه نیست. مثلاً نانوا، حلبی‌ساز، شیروانی‌ساز، آهنگر و تعمیرکارِ‌تلویزیون هریک اصطلاحاتِ مخصوص به کار خود دارد....

ادامه مطلب...