ارزش جهانی گات‌ها و عرفان ایرانی

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

 

گات‌ها با واژه «‌یان» [دل‌آگاهی]، آغاز می‌شود و من گفتار را از همین واژه می‌آغازم. برای درونمایه واژه «‌یان» واژه‌های گوناگون آورده شده است: آرمان، لطف، لطف خدا ... اما درونمایه درخور و درست برای واژه اوستایی «‌یان»، واژه‌ای که در سرآغاز گات‌ها آمده، همان واژه‌ایست که بر دفتر گرانبار و ارزشمند فرزانه بزرگ ایران «‌شهاب‌الدین سهروردی» نهاده شده است: «‌‌حکمه الاشراق» که فارسی آن می‌شود «‌‌فرزان یان» فرزان برخاسته از یان که خود سهروردی درباره آن در دفتر «‌‌حکمه الاشراق» چنین می‌نویسد:

«‌‌... لم یحصل لی اولا با الفکر بل کان حصوله بامر آخر ثم طلبت علیه الحجه حتی لو قطعت النظر عن الحجه مثلا ما کان یشککنی فیه مشکک ...».

«‌‌... و این‌ها از راه اندیشه برای من به دست نیامده است و بلکه به دست آمدن آن‌ها از راه دیگری بوده است. «‌‌ذوق و اشراق ـ دل‌آگاهی ـ یان» و پس از به دست آمدن (از راه «‌‌اشراق ـ دل آگاهی ـ یان) است که من بر استوار کردن آن‌ها دست بر برهان‌آوری زده‌ام و اگر از برهان‌آوری هم چشم‌پوشی کنم، هیچ‌کسی نمی‌تواند در درستی آن فراپرس‌ها (مسایل) و نهندها (موضوعات) در من دودلی اندازد...»

یان، اشراق و دل آگاهی همان است که سهروردی گفته است: نیروی بی‌کرانی در روان و مغز و اندیشه انسان فراتر از اندیشه و خرد و وهان‌آوری که می‌تواند فراپرس‌ها [مسایل] و پوشیده‌ها را برای جوینده روشن سازد. درباره توانایی روان انسان مولوی می‌گوید:

موج‌های تند توفان‌هــــ­­­ـــــای روح

هست سد چنان که بد توفان نوح

  ×××

تو یکی نیستی ای خوش یمن رفـیق

بلکه گردونــــی و دریای عمـــــیق

موســــی و فرعون، در هستی توست

باید این دو خصم را در خویش جست

   ×××

خود تو اسرافیل عصری، راست خیــز

راست خیزی کن، تو پیش از رستخیز

 

توانایی و گستردگی نیروی روانی و مغزی هر انسان چنین است. اما این توانایی و گستردگی می‌بایست به گامه‌ی (مرحله‌ی) آفرینندگی رسیده باشد. مولوی درباره آفرینندگی روان انسان گوید:

آسمان شو، ابر شو، باران ببــار

نــاودان بارد، ولی ناید به کـار

آب باران، باغ سد رنـــگ آورد

ناودان، همسایه در جنگ آورد

 

اشو زرتشت ابراندیشه‌ور تاریخ، کسی است که [کمابیش] در 3700 سال پیش، نیروی بی‌کران روانی‌اش به گامه‌ی آفرینندگی و یان [دل‌آگاهی] رسیده و ابر باران‌زای او، باغ هزاران رنگ جاودانه‌ی گات‌ها را پدید آورده است، دفتر گرانباری که هر واژه‌اش خود دفتری است، در بردارنده‌ی درونمایه‌ای بس ژرف و اندیشه انگیزه.

 

جاودان‌های پاک ـ در سرآغازی که یاد کردیم پس از «‌‌اندیشه و گفتار و کردار زرتشت پاک، یان اهوراست.»

 

می‌خوانیم «‌‌فرا پذیرید ای جاودان‌های پاک، گات‌ها را». جاودان‌های پاک همان امشاسپندان است. امشاسپندان، بربست (قانون) فرمان‌روا بر جهان هستی و روان و زندگی انسان است که چون و چند هر یک، از دید گات‌ها و عرفان برخاسته از گات‌ها چنین است:

 

بهمن یا وهومن ـ اندیشه نیک: خرد فرمان‌روا بر هستی و خرد و اندیشه و اندیشه نیک در روان و زندگی انسان است. به گفته مولوی:

غیر از این عقل تو، حق را عقل‌هاست

که بـــــــدان تدبیر اسباب شماست

جنبشی بینـــــی، بگویی زنده است

وین نگویـــــی کز خرد آکنده است

 

درباره نیروی اندیشه و خلند (تاثیر) آن در زندگی و روان انسان، باز در مثنوی مولوی می‌خوانیم:

از یکی اندیشه، کایــــــــــد از درون

سد جهان، گـــــردد به یکدم واژگون

هســـــــت آن اندیشه، نزد خلق خرد

لیک چون سیلی، جهان را خورد و برد

باش تا روزی که آن فـــــکر و خیال

برگشایـــــد، بی‌حجابــــی پر و بال

کوه‌ها بینی از آن، چون پــــشم نرم

نیست گشته، مشکلات سخت و نرم

دیده مـــــی‌باید، سبب سوراخ کن

تـــــا که، حجت بر کند از بیخ بن

پس دو چشم روشن، ای صاحب‌نظر

بـهتر از صد مکتب است و، صد پدر