همیشه منتظریم که فرنگی ها از مشاهیر فرهنگی و ادبی ما حرف بزنند!

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

 

برگرفته از خبرگزاری مهر

انتقاد محقق و استاد ادبیات فارسی به انزوای " ادبیات کهن " در گفت و گو با " مهــر "
علی اصغر دادبه : همیشه منتظریم که فرنگی ها از مشاهیر فرهنگی و ادبی ما حرف بزنند!

خبرگزاری " مهــر " - گروه فرهنگ و ادب : دکتر علی اصغر دادبه - محقق و استاد زبان و ادبیات فارسی گفت : بدون تردید ، رجوع به ادبیات گذشته ایران که پیشینه ای خیره کننده در تاریخ و فرهنگ ماست ، می تواند نسل های جدید را نه فقط در علم ادبیات ، بلکه در علوم دیگر نیز کمک کند ، اما متاسفانه سالهاست که اهتمامی در این زمینه صورت نمی گیرد.

این محقق و استاد زبان و ادبیات فارسی در گفت و گو با خبرنگار ادبــــی " مهر" با بیان این مطلب افزود : معمولا ، ما همیشه منتظر این هستیم که ببینیم فرنگی ها چه می کنند ، هر کاری که آنها انجام بدهند ، ناخواسته برای ما هم به عنوان الگومطرح می شود ، اگر از پدیده ای ، برداشت مناسبی کنند ، ما هم به نتیجه ای می رسیم که آنها رسیده اند و اگر عکس این قضیه اتفاق بیافتد ، شرایط برای ما نیز تغییر می کند !
دکتر علی اصغر دادبه تصریح کرد : اگر دقیقا عملکرد علمی و تاریخی همین فرنگی ها را مد نظر قرار بدهیم ، متوجه مسائلی ظریف می شویم ، نگاه کنیم ، ببینیم آیا آنها گذشته پرشکوه تاریخی و ادبی خود را به دور انداخته اند ؟ آنها درهمین خصوص ،  ضرب المثل هایی هم ساخته اند ، مثل : وای به حال انگلیسی که شکسپیر را نشناسد ، بیچاره ایتالیایی که نداند دانته چه کسی است و ...
این محقق و استاد دانشگاه با تاکید برکارآمدی ادبیات کلاسیک و زبان فاخر فارسی برای نسل های جدید ، خاطرنشان ساخت : اگر من چیزی را نمی دانم ، نباید مسئولیت قبول کنم ، معلم امروز اگر قادر نیست - به هر دلیلی - به تعهد فرهنگی خود عمل کند و تکلیف خود را انجام ندهد ، دچار گناه شده است ، زیرا او پذیرفته است که مفاهیم لازم را از ادبیات پرشکوه گذشته استخراج کند و به  دانش آموز و دانشجوی خود منتقل نماید .
علی اصغر دادبه اظهار داشت : باید دید معلمانی را که برای امرمقدس تدریس به کار گرفته ایم ، تا چه اندازه ، به معنای واقعی واژه " معلم " هستند ! اگر عده ای صرفا به دنبال " کاسبی " هستند و از بد حادثه ، اینجا به پناه آمده اند ! تکلیف چیست ؟  وقتی دانش آموز و دانشجو متوجه بی مایگی و کم اطلاعاتی معلم و استاد خود می شود و در کلاس ، او را دست می اندازد ، آیا نباید به فکر چاره ای اساسی بود ؟
دکتر دادبه گفت : عیب اصلی در وادی علم ، فرهنگ و ادبیات امروز ، در وجود متولیانی است که از انتقال فرهنگ و ادبیات گذشته ما به نسل های جدید و اساسا به روز کردن آن ، عاجز و درمانده اند ! مکتب خانه های قدیم ، تجربه های خوبی بود ،  قدیم الایام ، معلم کم سواد و بی بضاعت هرگز به خودش اجازه نمی داد که با دست خالی وارد مکتب خانه و کلاس شود .
این محقق و استاد دانشگاه تصریح کرد : درشرایطی که  معلم و استاد ، خودش خیلی چیزها را بلد نیست و در سطح بسیار پایینی از علم ادبیات قرار دارد ، ما همه نقص ها و نارسایی ها را به حساب بیهقی و حافظ و مولوی می گذاریم ، ما باید در رفتار خودمان تجدید نظر کنیم ، پشتوانه غنی فرهنگی و ادبی ایران باید به حساب بیاید ، اگر این پشتوانه چند هزار ساله درست به کار گرفته شود ، می توانیم آن چه را که می خواهیم ، از بدنه آن استخراج کنیم.
دادبه در ادامه گفت و گو با خبرنگار ادبی " مهر" افزود : بعضی ها فکر می کنند که اگر ما نتوانستیم " موشک " هم هوا کنیم ، تقصیر مولوی و حافظ سعدی است ! باید به این عده محدود گفت که اگر پیشاهنگان زبان و ادبیات فارسی نبودند و یا تلاشی از خود نشان نمی دادند ، امروزه از همین نعمت زبان هم بی بهره بودیم و همین امکانات ادبی و فکری را هم نداشتیم!
این استاد دانشگاه که خود نیز صاحب تالیفات و مقاله های متعدد علمی و فرهنگی است ، گفت :  بهتر است با چشمان بازتری به شرایط جهان و مسائل بین المللی نگاه کنیم ، به این که کشورهای مختلف با مصادره نام شاعران ، نویسندگان ، عرفا و چهره های برجسته فرهنگ و ادب ، چگونه اهتمام در کسب هویت برای خود و ملتشان دارند ؟ اگر ادبیات و فرهنگ ارزشی نداشت ، جهانیان ، مرضی برای این کار نداشتند...، بی حرمتی به بزرگان ادب در کشور ما یا از سر غفلت و جهل است و یا با غرض خاصی انجام می گیرد و یا این که هر سه عامل در این بی توجهی دخیل هستند.
دکتر علی اصغر دادبه یاد آور شد : در همین تاریخ بیهقی - اگر منصفانه نگاه کنیم - از روش تحقیق گرفته تا فنون ادبی و درست نویسی و ... همه چیز هست ، اما متاسفانه جوانان ما اصولا از اهمیت منابع و مواریث فرهنگی و ادبی ما آگاهی ندارند ! شاید به این دلیل باشد که در روزگار متفاوتی زندگی می کنند ، بهتر است بگویم که حکایت ، یک چیز دیگری شده است!
وی افزود :  تجدید نظر در رفتار و آموزش که روی آن تاکید جدی دارم ، به این مفهوم نیست که شاهنامه و بوستان و گلستان را نخوانیم ، من بارها به کسانی که در ادبیات و هنرهای نمایشی بوده اند ، گفته ام که متون ادبی ما پر از تصویرهای ناب است ، همان چیزی که آنها به دنبال آن هستند .
دادبه تصریح کرد : جامعه ما رفتار خوبی با سعدی نداشته است ، این رفتار نامناسب در ارتباط با سایر مشاهیر و بزرگان ادب و فرهنگ ما هم اتفاق افتاده است ، الان هم به دنبال گردن درازی می گردیم که همه تقصیرها را متوجه آن کنیم !
 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید