کار بزرگ آقامحمدخان

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعال
 

 

دکتر هوشنگ طالع

تاج گذاری فتح‌علی شاه در نوروز 1177 خورشیدی ( 1798 میلادی ) برای تاریخ ایران و تداوم حیات ملی ایران حیاتی بود
 

با فروپاشی دولت صفویان در سال 1101 خورشیدی / 1722 میلادی ، دولت های پس از آن گرچه با استواری و برخورداری از مشروعیت آغاز کردند ؛ اما همه‌ی آنان دچار « ‌جوان‌مرگی » شدند . هر سه دولت برخاسته پس از فروپاشی صفویان به گفته‌ی حافظ  «‌دولت [‌های] مستعجل » بودند . گرچه نیک درخشیدند ؛ ‌اما زود به خاموشی گراییدند .
هرسه دولت با مرگ بنیان‌گذار ، دوامی نیاوردند و منقرض شدند . پس از کشته شدن محمود غلجایی ، اشرف در زمان کوتاهی با شکست در برابر نادر از صحنه‌ی تاریخ ایران محو شد . دولت افشاریان نیز با آن همه شکوه و درخشش با قتل بنیان‌گذار در سال 1126 خورشیدی / 1747 میلادی از هم پاشید . هم‌چنین با مرگ بنیان‌گذار دولت زندیه ، بر این دولت نیز همان رفت که بر غلجاییان و افشاریان رفته بود .
هرسه دولت پس از صفویان از نظر « مشروعیت » دارای ویژگی‌های برجسته‌ای بودند . دولت غلجاییان با « تاج‌بخشی » شاه سلطان حسین ، از مشروعیت لازم برای پی‌گیری دولت فراگیر ملی صفویان ، برخوردار بود ؛‌ اما محمود غلجایی نتوانست بایدهای تکیه زدن بر اورنگ « شاهنشاهی ایران » را در یابدو با دست‌یازیدن به کشت و کشتار ، چپاول و غارت و تجاوز به حقوق مردم ، در جای‌گاه یک   اشغال‌گر ظاهر شد و امکان بزرگ تداوم دولت فراگیر ملی و یا شاهنشاهی ایران را از کف داد .
دولت افشاریان و زندیان در اندازه‌ی بسیار فراتراز زمان خود و حتا با مفاهیم رایج جهان امروز ، از مشروعیت و رای مردم برخوردار بودند و به راستی دارای « فر » و فرهمندی بودند .
نادر به شیوه‌ی رایج جهان آن روزگاران ، پادشاهی را به ارث نبرده بود و یا برگزیده‌ی شمشیر نبود . او برگزیده‌ی مجلس موسسان           « دشت مغان » بود که تا آن روز ، چشم روزگاران چنین پدیده‌ای به خود ندیده بود . بنیان گذار دولت زندیه نیز به گونه‌ای دیگر از اقبال و رای مردم ( فر ) برخوردار بود . او خود را شاه ننامید و از عنوان وکیل الرعایا ( برگزیده‌ی مردم ) ، بهره گرفت . شاید او هم برای رسیدن به گاه شاهی در پی برگزاری مجلس موسسان به شیوه‌ی نادر بود ؟
اما با وجود برخوردای ازاین ویژگی های والا ، هر سه دولت یاد شده با قتل یا مرگ بنیان‌گذار ، از میان رفتند و کشور دست‌خوش آشوب و کشمکش بر سر قدرت و در نتیجه بی ثباتی گردید .
با گذشت بیش از هفتاد سال از فروپاشی دولت صفویان ، به دنبال محمود ، نادر و کریم خان ، آقا محمدخان قاجار توانست ، دولت فراگیر ملی ( شاهنشاهی ایران یا وحدت همه‌ی سرزمین های ایرانی‌نشین و همه‌ی مردمان ایرانی تبار ) را باز سازی کند .
در این میان گرچه بنیان گذار دولت قاجاریان نیز به قتل رسید ؛ اما این دولت فرو نپاشید . چیزی که چرایی و چگونگی آن ، هرگز مورد پرسش و پژوهش قرار نگرفته است ؟!
آقا محمدخان که خود نمی‌توانست فرزند داشته باشد ، با روشن‌بینی ، دقت و وسواس بسیار ، برادر زاده‌ی خود « خان‌باباخان » را برای جانشینی و تداوم زنجیره ، پرورش و آموزش داد. او با پند گیری از تاریخ ، بر‌آن بود تا با داشتن  « جانشین » از سرنوشت دولت های پس از صفویان پرهیز کند .
بدون دودلی ، آقامحمدخان دلیل فروپاشی دولت افشاریا و زندیان را که همانا نبود جانشین شایسته بود ، نیک در یافته بود و از این رو ‌مراقبت ویژه‌ای برای تربیت خان‌باباخان به کار بست .  
البته در یک داوری درست باید بپذیریم که در کنار دوراندیشی آقامحمدخان ، خان باباخان و نیز ابراهیم خان کلانتر صدراعظم آقامحمدخان نیز در تداوم دولت قاجاریان ، سهم بزرگی داشتند .
 
خان‌باباخان که به نام فتح‌علی شاه در تاریخ ایران شناخته می‌شود ، در سایه‌ی تربیت و کوشش پی‌گیر آقامحمدخان ، جنگ‌آزموده بود و نیز امکان آن را داشت که در موقعیت‌های گوناگون ( چه پیش از پیروزی آقامحمدخان بر رقیبان و چه پس از آن ) ، با قرار گرفتن در جایگاه فرمان‌روایی در بخش هایی از کشور ، تجربه‌ی لازم برای کشورداری را به دست آورد .
ابراهیم‌خان کلانتر که به دلیل روی‌برگرداندن از لطف‌علی‌خان زند و گرویدن به آقامحمدخان ، مورد بی‌مهری بی‌جا از سوی برخی     تاریخ‌نگاران و پژوهندگان قرار گرفته است ، از مردان با تدبیر تاریخ ایران است . وی sبا یاری رسانی به استقرار فتح‌علی شاه و ادامه‌ی دولت قاجاریان که هم‌زمان بود با خیزش دو قدرت بزرگ استعماری و امپریالیستی روس و انگلیس در این بخش از جهان ، ‌از فروپاشی کامل ایران و محو آن از تاریخ روزگار ، خدمت بسیار شایسته‌ای به ملت ایران کرد .
هرگاه این کار نشده بود و فتح‌علی شاه و ابراهیم خان کلانتر به دنبال قتل آقامحمدخان که می‌توانست در حکم « قتل ایران)*    باشد ، شاید « ایران» به گونه‌ی امروز وجود نمی داشت که سخن بر سر تاریخ ایران و تجزیه‌ی ‌ایران وتلاش در راه وحدت در میان باشد .         و زبان اهریمن لال،  شاید به تاریخ پیوسته بود . از این رو ، به گفته‌ی زنده‌یاد سهراب سپهری :
چشم ها را باید شست
جور دیگر باید دید

•    آقامحمدخان دامن یک تن از قاتلین را گرفت و فریاد زد : تو آقامحمد را نکشتی ،‌ ‌تو ایران را کشتی

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید