کار بزرگ آقامحمدخان

با فروپاشی دولت صفویان در سال 1101 خورشیدی / 1722 میلادی ، دولت های پس از آن گرچه با استواری و برخورداری از مشروعیت آغاز کردند ؛ اما همه‌ی آنان دچار « ‌جوان‌مرگی » شدند . هر سه دولت برخاسته پس از فروپاشی صفویان به گفته‌ی حافظ  «‌دولت [‌های] مستعجل » بودند . گرچه نیک درخشیدند ؛ ‌اما زود به خاموشی گراییدند .

 

بابک زمانه، دکتر سید حسین فاطمی

بنا نیست در اینجا تاریخ این تراژدی ملی بیان شود چون دراین باره هر سال بدین مناسبت بارها و بارها دوستداران و هوادران این مرد بزرگ می‌گویند و می نویسند. خواستم نوشتارم فراتر از بازگویی یک تاریخ تراژیک باشد. تاریخی که سر نوشت ملتی را برای سالها به قهقرای استبداد به دست دربار پهلوی کشاند.

 

گناه بزرگ من - آخرین دفاعیه دکتر محمد مصدق در دادگاه

 

اشاره: آنچه درپى می‌‏آید، آخرین دفاعیه‌‏اى است که مرحوم دکتر محمد مصدق در دادگاه دولت کودتا، در پى وقایع 25 تا 28 مرداد ایراد کرد. متن حاضر از کتاب «دادگاه مصدق»، گردآورده سرهنگ بزرگمهر برگزیده شده و تا حدودى تلخیص گردیده است. موارد محذوف با نقطه‌چین علامت‌‏گذارى شده است.

 

دکتر محمد مصدق به قلم مصدق - اختلاس در رژیم قدیم

یکی از ارکان جمع و خرج کل مملکت همیشه ثابت بود و متصدیان امور می‌دانستند که در هر سال مالیات املاک مزروعی وصول می‌شود و عوائد گمرکی هم بدون هیچ کسر و نقصانی عاید دولت می‌گردد.راجع برن دوم جمع و خرج مملکت که مخارج است نیز تنظیم یک بودجه کل در هر سال مورد احتیاج نبود. چه، به هیچ یک از مستخدمین دولت حقوق مقامی داده نمی‌شد مگر به رؤساء و صاحب‌منصبان افواج و مأموران وزارت خارجه و بعضی از مستخدمین دیگر. با این حال طبقات زیادی از علماء، وزراء، رجال، و نسوان از مالیه‌‌ی مملکت حقوق می‌گرفتند، خواه متصدی کار بودند خواه نبودند و برقراری حقوق در آن رژیم مسبوق بیکی از جهات ذیل بود:

 

دکتر‌محمد‌مصدق به قلم مصدق - نوشتن در سلول انفرادی

کسانی که زندان مجرد را دیده و با آن سر و کار داشته‌اند، می‌دانند که در این مکان آن هم به یک محکوم بی‌گناه و بی‌تقصیر چقدر بد و سخت می‌گذرد. در روزهای اول زندان آنقدر خسته و ناتوان بودم که هیچ‌چیز جز یک استراحت کامل چاره‌ دردم را نمی‌کرد: مبارزه انتخاباتی دوره 16 تقنینیه، مبارزه با شرکت نفت انگلیس و ایران، کارهای کمیسیون نفت در مجلس شانزدهم، قبول مسئولیت اداره مملکت، دفاع در شورای امنیت و دیوان بین‌المللی دادگستری، مخالفت‌های مغرضانه داخلی، غائله نه اسفند و اشتهار پیش آمد غائله‌های دیگر تمام سبب شده بود که با نگرانی بسیاری از هر پیش آمد ناگوار، انجام وظیفه کنم. کار زیاد و توأم با نگرانی هم هر کسی را خصوصاً من که حال خوشی نداشتم و ضعیف بودم از پای در می‌آورد.

پاسخهای تاریخی دکتر محمد ‌مصدق‌ ‌به شاه - سلطنت کردن‌چه مشکل!

نظر به اینکه چنین عملی با رویة قانونی من مخالف بود بقا و سقوط دولت خودرا تابع رأی ملت یعنی صاحبان حقیقی مملکت کردم که چنانچه با ابقای دولت موافق است من به کار ادامه دهم والا دولت دیگری روی کار بیاید و به هر طریقی که صلاح دانست عمل کند و همه دیدند که...

پاسخهای تاریخی دکتر محمد ‌مصدق‌ ‌به شاه - مجلس را من منحل نکردم

... دولت کودتائی هرچه خواست می‌کند، مانع و رادعی هم ندارد. بهترین مثال رفتاری است که با خود من بعد از سه سال خاتمه حبس مجرد که آن هم برخلاف قانون بود نموده‌اند و اکنون متجاوز از پنج سال است که در این ده محبوسم و نمی‌توانم از این قلعه خارج شوم.

مکتب حافظ، مکتب رندی

یگانه خصیصۀ بنیادی و ذاتی انسان، یا دست کم یکی از برجسته‌ترین ذاتیات آدمی همانا اندیشه ( = فکر ) است. تعریف معروف انسان به «حیوان ناطق (= اندیشمند) هم برآمده از همین دیدگاه و معلول همین باور است. از آن جا که فلسفه فرزند فکر و اندیشه است به ناگزیر هر انسانی – به طور عام – فیلسوف است، یعنی که در باب مسایل می‌اندیشد و به پرسش‌هایی که برایش مطرح می‌شود پاسخ می‌گوید، منتهی فلسفه در معنای خاص و دقیق خود – که جهان بینی است سنجیده و نظام‌مند – از آنِ متفکرانی است که اصطلاحاً از آنان به فیلسوف و حکیم تعبیر می‌شود. پرداختن به فلسفه و حکمت به دو شکل صورت می‌گیرد:

پاسخ به شاه - دوراز انصاف

ادعای شاه : منفی‌بافی مصدق به مسائل مربوط به دفاع کشوری و امنیت داخلی نیز کشیده شده بود و بارها به من می‌گفت که چون ایران از تجاوزات دول بزرگ صدمه‌ها دیده است، بنابراین هرگز نباید برای دفاع کشور کوشش بشود. وی میل نداشت این نکته در خارج از ایران انعکاس پیدا کند و فقط می‌خواست در داخله ایران مسلم باشد که اگر دولتی به مُسخّر کردن ایران اقدام کند، ما نباید مقاومت به خرج دهیم.

پاسخ به شاه - راه آهن

چون که در یک مملکت مستقل یک دولت بیگانه نمی‌تواند شاه را تبعید کند و در یک کشور مستقل حق انتخاب نمایندگان مجلسین با مردم است و همه می‌دانند که بعد از کودتای سوم اسفند تا دورهٔ ششم تقنینیه که شاه کاملاً به اوضاع مسلط نشده بود، اکثریت قریب به اتفاق وکلای مجلس شورای ملی با نظریات یک سفارت بیگانه وارد مجلس شدند و از آن به بعد که مخالفین دولت از بین رفتند و یا دیگر انتخاب نشدند حتی برای نمونه هم یک نمایندهٔ حقیقی مردم در مجلس دیده نشد.