نامه‌ی سرگشاده به رهبر جمهوری اسلامی ایران

  • پرینت

 

بر پایه‌ی اصول شناخته شده‌ی بین‌المللی، مالکیت بر یک پهنه ( خاکی یا آبی ) در حکم مالکیت برفضای بالا و ژرفای آن پهنه نیز می‌باشد.

در دو قرارداد مزبور، جز در مورد آب‌های ساحلی دو طرف ( بند 4 ماده 12 قرارداد 1940 ) استثنا یا محدودیت دیگری به‌ چشم نمی‌خورد. از این رو، مالکیت ملت و دولت ایران بر نیمی از این دریا، ‌فضای بالا و بستر و زیر بستر را نیز در بر می‌گیرد.

با فروپاشی اتحاد شوروی درسال 1370 خورشیدی (1991 میلادی ) 15 واحد سیاسی برپهنه‌ی آن سر برآوردند که 4 واحد حاصل از تجزیه یعنی جمهوری‌‌های فدراسیون روسیه، قزاقستان، ترکمنستان و آذربایجان ( اران ) دارای مرز آبی با دریای مازندران ( کاسپیان ) می‌باشند.

همه‌ی واحدهای‌سیاسی ایجاد شده در فراگشت فروپاشی اتحاد شوروی و از جمله 4 جمهوری‌های یاد شده برپایه‌ی  قرادادهای‌های مینسک ( پایتخت‌ روسیه‌سفید/ بلاروس) و آلمآتی ( پایتخت وقت قزاقستان ) اعلام کردند که به‌عنوان میراث‌خواران اتحاد شوروی، همه‌ی معاهدات و تعهدات اتحاد مزبور را به رسـمیت شناخته و محترم می‌دارند‌ ( این قراردادها به ثبت سازمان‌ملل‌متحد نیز رسیده است).

بدین‌سان 4 کشور مزبور تنها مالک میراث اتحاد شوروی یا نیمی از دریاي مازندران ( کاسپیان ) می‌باشند و نیمی از آن برپایه‌ی دو قرارداد 1921 و 1940 متعلق به ملت و دولت ایران است. کوتاه سخن آن که:

یکم ـ رژيم حقوقی دريای مازندران (كاسپيان)، بر پايه‏ ی قرارداد‎هايی 1921 و 1940 ميان ايران و اتحاد جماهير شوروی سوسياليستی استوار است.

دوم ـ بر پایه ی قرارداد‎هاي مزبور، دو طرف داراي حاكميت و مالكيت متساوی (50 ـ 50 ) بر اين دريا هستند.
سوم ـ از آن جا كه هيچ گونه تحديد حدود، ميان ايران و اتحاد جماهير شوروی در دريای مازندران به عمل نيامده است، مالكيت و حاكميت متساوي دو طرف، به گونه ی مشاع مي ‎باشد.

چهارم ـ بر پایه ی اصول شناخته شده ملی و بين المللی، مالكيت و حاكميت بر يك پهنه (اعم از آبی يا خاكی)، در حكم مالكيت و حاكميت بر فضای بالا و ژرفای آن پهنه مي ‎باشد، مگر آن كه استثناء يا محدوديت هایی اعلام شده باشد.

در دو قرارداد مزبور، جز در مورد آب های ساحلی دو طرف (بند 4 ماده 12 قرارداد‎ 1940)، استثناء و يا محدودیت‎ ديگری به چشم نمی خورد. از اين رو، مالكيت و حاكميت ملت و دولت ايران بر نيمی از دريای مازندران، فضای بالا و بستر و زير بستر اين دريا را نيز در بر می گیرد.

پنجم ـ در سال 1370 (1991 ميلادي)، اتحاد شوروی فرو پاشيد. در اين فرآيند 15 واحد سياسی بر پهنه ی اتحاد مزبور سر برآوردند كه چهار واحد آن، يعني فدراسيون روسيه و جمهوري‎های قزاقستان، تركمنستان و آذربايجان ( اران) در كنار دريای مازندران قرار دارند.

ششم ـ همه ی واحد‎های ايجاد شده بر پهنه ی اتحاد شوروی، از جمله جمهوري‎های فدراسيون روسيه، قزاقستان، تركمنستان و آذربايجان (اران)، بر پایه ی توافق‎های مينسك (پاي‎تخت روسيه سفيد / بلاروس) و آلما آتي (پاي‎تخت پيشين قزاقستان)، اعلام كردند كه به عنوان ميراث خواران اتحـاد شوروی، همه ی معاهدات و تعهدات اتحاد مزبـور را به رسميت شناخته و محترم مي‎دارند.

هفتم ـ بدين سان ميراث خواران اتحاد شوروی، پيش از هر گفت‌وگو با ايران، مي‎بايست نخست بر سر تقسيم ماترك اتحاد شوروی كه عبارت است از 50 درصد درياي مازندران، به چانه زنی، گفتگو و تفاهم يا نزاع و ستيزه‎، ميان خود برخيزند.

هشتم ـ توافق چهار واحد سياسی فدراسيون روسيه، قزاقستان، تركمنستان، آذربايجان (اران) بر سر مرده‌ريگ اتحاد شوروی در دريای مازندران كه نيمی از آن را در بر مي‎گيرد، راه را برای گفتگو بر سر تعيين رژيم نوين حقوقی دريای مازندران، با دولت ايران مي‎گشايد.

نهم ـ تجزیه‏ ی احتمالی هر يك از واحد‎های سياسی مزبور ( اران، فدراسيون روسيه، قزاقستان و تركمنستان) و سر برآوردن واحد‎های سياسی نوين در كرانه ی دريای مازندران، اثری بر حق السهم ايران در اين دريا ندارد. واحد‎های حاصل از تجزيه، تنها دارايی و بدهي‎های واحد اصلي را به ارث مي‎برند.

بدين‎سان، حقوق تاريخی و قانونی ملت ايران بر پایه ی قرارداد‎های موجود ميان ايران و اتحاد شوروی، روشن و مسجل و مسلم است.

هيچ‎كس و هيچ مقام نمي‎تواند و اجازه ندارد كه از سوی ملت ايران، قراردادی را امضاء كند كه كوچك‎ترين خدشه بر منافع ملت ايران در دريای مازندران وارد كند.

حضرت‌آیت‌الله خامنه‌ای رهبر محترم جمهوری اسلامی ایران: پذيرش سهم كم‎تر از 50 درصد در حكم تجزیه ی ايران است. اگر خدای ناکرده چنین اتفاقی بیفتد، هم چنان‌که تجزیه‌ی بحرین را به پای محمدرضاشاه پهلوی نوشته شد، تجزیه‌ی دریای مازندران را به پای شما حواهند نوشت.

به گفته‌ی سعدی شیراز : «من آن‌چه شرط بلاغ است با تو [ شما ] می‌گویم / تو [ شما ] خواه از سخنم پند گیر یا ملال»

 

بیست و یکم امرداد ماه 1397

با درودهای بسیار هوشنگ طالع