شناسه های جغرافيايی ايران را به دور نيندازيم !

دکتر داریوش افروز اردبیلی

 

ديگر شدن نام‌هاي جغرافيايي، در گذر زمان، به آرامي و بارها، روي داده است و براي نمونه، بيهق به سبزوار، خبوشان به قوچان، رودخانه آماردوس (مردوس) به قزل اوزن، کوه سرخاب تبريز به عينالي، رود شوراب تبريز به آجي چاي، رود اندراب اردبيل به باليقلوچاي، ... ديگرشده‌اند. اما، در دوره‌ي پهلوي نخستين، گردانندگان فرهنگي آن دوره، شمار کمابيش بسياري از نام‌هاي جغرافيايي را ديگرکردند؛ براي نمونه ترشيز به کاشمر، تون به فردوس، اورميه به رضائيه، بندرانزلي به بندر پهلوي، قمشه به شهرضا، دهخوارقان به آذرشهر، گه Geh (به معني گرم ) به نيک شهر، دزدآب به زاهدان... ديگر شدند.

پس از خيزش سال 1357، ديگرکردن نام‌هاي جغرافيايي، شتابي فزاينده گرفت و براي نمونه، بندرشاهي به بندر ترکمن، علمدار گرگر به هادي شهر، سنگسر به مهدي شهر، سدهي سپاهان به خميني شهر، کهک به نوفل لوشاتو، رغاسان گناباد به رجايي شهر، بخشي از تبرستان کهن به استان گلستان، کرمانشاه به باختران که البته، پس از گذشت چند ده سال، اين يکي به جاي نخستين بازگشت، سنجبد خلخال به کوثر، نيز شمار بسيارگسترده‌اي از نام‌هاي کويها وخيابانها درشهرهاي گوناگون به نام‌هاي تازه ديگر شدند.

 

ادامه مطلب: شناسه های جغرافيايی ايران را به دور نيندازيم !

چگونه می توان ایرانی بود؟ چگونه می توان ایرانی نبود؟

برگرفته از کتاب «ایران و تنهائیش»* نوشته «دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن»، رویه 157-170

...

در دوران جدید - بگیریم از پایان جنگ اوّل جهانی و انقلاب روسیه - دریافت خاصّی راجع به وطن پدیدار شده است. علّت آن است که گروه کثیری از مردم از سرزمین خود کنده شده و به کشورهای دیگر روی برده‌اند. از اینجا دو حالت در کنار هم، و تا حدّی در تقابل با هم، قرار گرفته‌اند: یکی حالت ریشه کن شدگی، حسرت دوری از دیار، بریدگی از زبان و فرهنگ ملی؛ دیگری کوشش در جذب فرهنگ بیگانه و سازگاری با محیط تازه، یا قبول نوعی حالت «جهان وطنی».

کسانی که از غرب به غرب مهاجرت کردند نوعی عامل کمک کننده با آنان همراه شد، و آن خویشاوندی فرهنگ‌ها بود، مانند افراد با سواد روس در اوایل قرن بیستم که اکثراً با فرهنگ و زبان کشور فرانسه آشنا بودند، همچنین سایر افراد وابسته به تمدّن غرب. اینان محیط آمریکا و اروپای غربی را محیط چندان نا آشنایی نمی‌دیدند و در آنها به یکباره احساس گسیختگی از «بنیادها» نمی‌کردند.

یک مشکل عمده جدایی از زبان مادری است که کسی که در آن پرورده شده، در فضای فرهنگی دیگر نمی‌تواند احساس زندگی تام و تمام بکند. تام و تمام زندگی کردن مفهومش فرق دارد با مرفّه و موفّق زندگی کردن. ممکن است کسی در خارج از کشور خود درآمد و شغل خوبی داشته و از رفاه چیزی کم نداشته باشد؛ با این همه در او کمبودی است.

 

ادامه مطلب: چگونه می توان ایرانی بود؟ چگونه می توان ایرانی نبود؟

شماره «001» نماد محبوبیت ایران در تاجیکستان

در میان خودروهایی که در خیابانهای شهر دوشنبه پایتخت تاجیکستان تردد می کنند، خودروهای پلاک قرمز «دو صفر یک» (001) مشهور است و محبوبیت خاصی بین تاجیکان دارد. شماره ای که نشانه روابط عمیق دو ملت است.

ادامه مطلب: شماره «001» نماد محبوبیت ایران در تاجیکستان

سفر به ایران‌دژ و گزارش شرکت در همایش بین‌المللی میراث ایرانی در قفقاز

در این مقاله ضمن معرفی کوتاهی از نسخه فارسی دربند نامه (که متاسفانه علیرغم چاپ نسخه های ترکی و عربی، متن فارسی آن منتشر نشده) به معرفی نسخه‌ای که سالها قبل در گرجستان با نام «احوالات اهالی داغستان»  یافته بودم پرداخته و در ادامه دو نسخه نویافته دیگر در کتابخانه ملی روسیه در پترزبورگ با نام «اصل شهر دربند و اهالی داغستان» و «نسب ابومسلم خراسانی» را معرفی کردمد

 

ادامه مطلب: سفر به ایران‌دژ و گزارش شرکت در همایش بین‌المللی میراث ایرانی در قفقاز

یادی از کشته‌شدگان حلبچه و نگاهی به آینده

بیست‌وشش سال پیش، در روزی چون امروز که تا نوروز تنها پنج روز زمان داریم؛ در همین ساعت‌هایی که اکثر ما یا در حال آماده شدن برای ورود به سال نو هستیم و یا در حال بستن پرونده‌ی سالِ رو به پایان؛ و طبیعی است ما که در هنگامه‌ی هجوم عربان یا یورش مغولان چیزی از اجرای این آیین نکاستیم در زمانِ جنگِ تحمیل‌شده‌ی اخیر و دفاع مقدس هم آن را به کمال برگزار کنیم،... دیگر چه رسد به کردها که این سنت‌های باستانی را پیراسته‌تر و کامل‌تر به‌جا می‌آورند...

 

ادامه مطلب: یادی از کشته‌شدگان حلبچه و نگاهی به آینده