نسل کشي ارمني ها

 

عبدالله مراد علی بیگی
برگرفته از مجله خواندنی . شماره 70

سرانجام پس از گذشت نزديک به يکصد سال از قتل عام ارمني ها به دست ترکان  عثماني، قاتلان رسواتر شدند.
نود و شش سال پيش در جريان جنگ نخست، حکومت عثماني کمابيش 2 ميليون تن از ارمني هاي ساکن امپراتوري عثماني را از خانه ها و کاشانه هاي خود آواره کرد. کمابيش 5/1 ميليون تن از آنان در راه تبعيد به دست دژخيمان عثماني به قتل رسيدند و حدود نيم ميليون تن از جان بهدربردگان از اين نژادکشي، از سرزمين نياکاني خود که هزاران سال در آن زيسته بودند، آواره شدند.
حکومت ترکيه همواره تلاش کرده است تا با انکار نسل کشي ارمني ها، آن را امري عادي در تحولات جنگ جهاني جلوه دهد؛ اما پيگيري سياست نابودي ساختمان هاي تاريخي و فرهنگي تمدن باستاني ارمني ها در اين سرزمين، شاهد استمرار سياست هاي «ترکسازي» حکومت اين کشور ميباشد.
با آغاز جنگ جهاني نخست، دولت ايران اعلام بي طرفي کرد؛ اما خاک ايران از سوي نيروهاي روس، انگليس مورد تجاوز قرار گرفت. نيروهاي عثماني نيز با حمايت مالي و تسليحاتي اربابان اروپايي خود (امپراتوري آلمان و امپراتوري اتريش هنگري)، در پي تجاوز و اشغال بخش هايي از ايران برآمدند.
در اين شرايط سخت، در حالي که بخش هايي از خاک کشور در اشغال نيروهاي متجاوز قرار داشت، دولت ايران درهاي سفارت اين کشور در اسلامبول و کنسول گري هاي خود در خاک عثماني را به روي پناه جويان ارمني گشود و کوشيد تا آنجا که ممکن است آنان را از چنگال دژخيمان عثماني نجات بخشد که بسياري از جانبه دربردگان از اين نسل کشي گسترده، در زمرهي پناهندگان به سفارت و کنسول گريهاي ايران در خاک امپراتوري عثماني اند.
ترکان عثماني، حتا در آذربايجان نيز در پي قتل و کشتار ايرانيان ارمني برآمدند؛ اما مردم آذربايجان با پناه دادن و پنهان کردن آنها حتا در «چاه»ها، اجازه ندادند که به چنگال دژخيمان عثماني بيفتند.
تصويب لايحهي «انکار نسلکشي ارمنيها» در مجلس ملي و سناي کشور فرانسه، به عنوان يک جرم، گام بزرگي بود در راه، جلوگيري از لاپوشاني اين جنايت بزرگ تاريخي وسيلهي ترکان عثماني. گرچه تاريخ کمابيش پانصد ساله ي عثماني، آغشته به خون، قتل عام، برده کشي و جنايت هاي هولناک ضدبشري است.
جالب اينجاست که حکومت ترکيه براي جلوگيري از تصويب اين لايحه، به دولت فرانسه هشدار داده بود که در صورت تصويب آن، جنايتهاي فرانسه در الجزاير را فاش خواهد کرد.
البته نبايد از ياد ببريم که فرانسه خود داراي تاريخ استعماري خونباري است؛ اما اقدام اخير اين کشور درباره ي شناخت نسلکشي ارمنيها از سوي ترکها و نيز مجرمانه شناختن «انکار» آن، راه را براي جامعهي جهاني، هر يک از ملت هاي جهان، سازمان هاي مدعي دفاع از حقوق بشر و...، براي پيگيري جنايت هاي استعماري فرانسه و نيز ديگر جنايت کاران اروپايي در چند سدهي اخير، گشاده تر کرده است.
بايد به دولت مردان ترکيه گفت که اگر به راستي شما از جنايت هاي فرانسويان در الجزاير آگاه بوده و تاکنون به خاطر «بده و بستان» سکوت کرده ايد ، خود در اين جنايت شريک بوده و هستيد.
محکوم کردن حکومت ترکيه به دليل نسل کشي ارمني ها از سوي کشورهاي جهان، امکان تکرار اين زشت کاري را در جهان از ميان برميدارد و بايد گفت که اين کار، گام بلندي خواهد برد در راستاي صلح و امنيت پايدار.

صداي دادخواست، پس از 91 سال
از سالها پيش تا درگذشت استاد ارجمند گرامي دکتر محمدامين رياحي، اين مرد بزرگ گروه انگشت شماري از ياران را در نخستين آدينه ي هر ماه از ساعت 10 تا 12 به حضور مي پذيرفت که من نيز ( هوشنگ طالع) افتخار آن را داشتم.
 در يکي از ديدارها در سالهاي پاياني عمر استاد (در سال 1387)، نامه اي را که بانوي کهنسال ارمني از آمريکا به عنوان ايشان به عنوان يکي از فرزندان برجسته ي «خوي» نوشته بود، به ما نشان داد.
اين بانوي کهن سال که در روزگار قتل عام ارمني ها از سوي ترکان عثماني، يک ساله بود، از کساني بود که همراه پدر و مادرش به لطف مردم خوي از دست دژخيمان عثماني جان به در برده و سپس همراه خانواده اش به آمريکا کوچيده بود.
وي در اين نامه از گفتار پدر و مادرش، از جنايت هاي ترکان عثماني و مهر و مهرورزي مردم خوي به خانواده اش، داستان ها نوشته بود. نامه را يکي از دوستان استاد همراه با ترجمه ي آن براي دکتر رياحي آورده بود.
اين نامه پس از نزديک به يک سده از جنايت خونبار ترکان عثماني که در تاريخ امپراتوري مزبور، مانندهاي بسياري داشت، گوشهاي از فرق ميان دو فرهنگ ايران و ترکان را نشان ميدهد.
در زير ديده هاي شخصي يک تاريخ نگار، جهانگرد و انديشمند ايراني پيرامون بخشي از نسل کشي مورد بحث را بازنگري ميکنيم:



...ارامنهاي را که [حکومت عثماني] از آنها بدگمان بودند گرفتار و طرد و منع نمود و در مواقع مهمي مخصوصا در «آناولي» که جمعيت زياد داشتند آنها را از زن و مرد و کوچک و بزرگ طرد نموده اموالشان را ضبط کرد. اين  جمعيت در صحراهاي اطراف شط فرات از حلب تا آنات متفرق شدند. بعضي تلف شده و بعضي با حالت بسيار بد در خارج از آباديها، در خرابهها يا در زير درختان و در سايه چادرهاي مندرس زندگاني مينمايند. دختران آنها به بهايي کم داد و ستد ميشوند، اطفال آنها اغلب به گدايي براي يک لقمه نان به عابرين زحمت ميدهند.  در ميان اين مردم اشخاص متمول بودهاند که اکنون از دارايي خود دور شده اند و با بينوايان هم عنانند...
...گفتم از شهر آنات تا حلب اين جمعيت در صحراها و در نزديک آبادي ها متفرق هستند . بلي هر کجا قافله ما ايست ميکرد مخصوصا در نزديک آبادي ها، اطفال کوچک دختر و پسر اين قوم اطراف ما جمع ميشدند براي گرفتن لقمه نان و ديده ميشد که بعضي از آنها در همان حال هجوم آوردن براي گرفتن نان غش کرده به روي زمين مي افتادند و بعضي از آنها مي مردند.
برج خراب هاي بر سر تپهاي دور از راه بود و ديده شد مرغان سياهي اطراف ديوار خرابه آن نشسته اند. موجب حيرت گشت. نگارنده و کسي که با من در ارابه بود پياده شده از تپه بالا رفتيم، به محض پياده شدن و بالا رفتن ما، مرغان مزبور به ميان برج فرورفتند. ديدن اين حال بر کنجکاوي ما افزوده، خود را به سر آن برج رسانديم ديديم چند دختر جوان ارمني برهنه يا مانند برهنه در اين مکان مخفي شدهاند تا گرفتار دست مامورين بي عاطفه عثماني نشوند. مرغاني که به نظر ميآمد، سرهاي آنها بود که از اطراف برآورده بودند. بيچارگان به فغان درآمدند آنها را تسلي داده، احساني نموده فرود آمديم.
ترحمي که از طرف اين مسافرين نسبت به اولاد ارامنه متواري شده بروز ميکرد رفتهرفته موجب اعتراض مامورين عثماني شد و بالاخره گفتند اگر دست از همراهي با اين مردم برنداريد به دولت راپُرت داده از شما شکايت خواهيم کرد. نگارنده در جواب يکي از آنها نظر به سابقه اي که با بعضي از وزراي عثماني داشتم، گفتم ما از عمليات بيرحمانه شما نسبت به اين قوم شکايت خواهيم کرد پيش از آن که شما از احسان ما درباره آنها شکايت نموده باشيد...
(برگرفته از: حيات يحيي ـ  تاليف يحيي دولت آبادي ـ  انتشارات فردوس ـ  چاپ اول/ ويرايش دوم ـ  تهران 1387 ـ  ج4 ـ  رر1245ـ 1244

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید